ملك متعال ، چون حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام در استتار و اختفاى آن مظهر انوار حضرت ذو الجلال مىكوشيد ، آن وجود مبارك را فقط به خواصّ اصحاب و محرمان اسرار ، ارائه مىداد و اكيدا به آنها امر مىفرمود كه در حيات من ، امر را مكتوم داريد ، سپس شيعيان را بياگاهانيد .
لذا پس از ارتحال حضرت عسكرى عليه السّلام كه اوان شدّت حيرت بود ، عوام شيعه كه خباياى امور بر آنها مخفى و مستور بود ، از راه اينكه زمين بايد حجّت داشته باشد و آنها فرزندى از امام حسن عسكرى نمىدانستند ، لذا متحيّر شده ، راه اختلاف سپردند و برخى به امامت جعفر ، معتقد گشتند . اينكه گفته اكثر شيعيان به امامت او معتقد شدند ، كذب و افتراست . لكن در بدايت امر چنين بود ، بعد از اندك زمانى كه عوام شيعه به خواص رجوع نمودند و رشد از غىّ متبيّن گرديد ، بر آنها معلوم شد كه حضرت عسكرى را فرزندى ارجمند و خلفى است كه پايهء جلالش بس بلند است .
فرق مختلف از عقايد خود رجوع نموده ، بر امامت و مهدويّت آن حضرت ، اتّفاق نمودند ، چنانچه تا اواخر غيبت صغرى ، ديگر نشانى از آن فرق مختلف باقى نماند .
آنچه بر اهل خبر و سير بيان گرديد ، كالشّمس في رائعة النّهار ، آشكار است .
جناب ابو الجحد در همان اخبارى كه وارد شده كه مردم بعد از فوت امام حسن عسكرى عليه السّلام ، جعفر كذّاب را تعزيت ، سپس تهنيت مىگفتند و به امامت و مهدويّت فرزند آن بزرگوار تصريح شده و اخبارى كه متضمّن اين معناست . اوّل ، براى حضرت عسكرى عليه السّلام فرزند اثبات مىكند و بعد از آن ، اشتباه بعضى از عوام شيعه را بيان مىنمايد .
اگر آن اخبار صحيح است ، مبدأ و منتهى همه صحيح و اگر فاسد است ، همه فاسد مىباشد . ايمان به بعض و كفر به بعض يعنى چه ؟
أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يُرَدُّونَ إِلى أَشَدِّ الْعَذابِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ
« 1 » .
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيه 85 .