تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
حسن عليه السّلام سؤال كردم . فرمود : او را نزد خدا وديعه گذاشتم . از اين حديث ، چنين مفهوم مىشود كه آن مولود از دنيا رحلت فرموده بود . ديگر صاحب بحار الانوار « 1 » در باب تولّد مىفرمايد : ابراهيم بن ادريس مىگويد : امام حسن عليه السّلام براى من گوسفندى فرستاده ، فرمود : اين را براى پسرم عقيقه نموده ، بخور و به اهلش بده . به فرمودهء او عمل كردم و بعد از آن ، به خدمت حضرت رسيدم ، به من فرمود : پسرم وفات نمود . در حديقة الشّيعه ، « 2 » روايتى از حكيمه نقل مىكند : سه روز بعد از تولّد قائم ، رفتم و مادرش را ملاقات كردم ، لكن آن حضرت را نديدم . پس دالّ بر اين است كه آن مولود از دار دنيا به دار عقبى ارتحال فرموده ، تا اين‌كه در صفحهء 59 بعد از نقل كلام صاحب جنّات الخلود ، گفته : با اين اختلاف كثيره چگونه مىتواند ضرورى مذهب باشد كه قائم موعود ، بايد از صلب امام حسن عسكرى عليه السّلام و بطن نرجس و حىّ و غايب باشد ؟ اين ناچيز گويد : از معجزات باهره و خوارق عادات ظاهرهء حضرت حجّة بن الحسن - عجل اللّه تعالى فرجه - است كه از منكر آن ولىّ حضرت منّان در مقام اثبات انكار خود ، چنين كلمات ظاهرة البطلان و ادلّهء واهية البنيان صادر شود كه مضحكهء هر عارف و عامى و هردانا و نادان است . اگر چه به حمد اللّه تبارك و تعالى ، اين‌جا خود حدّ معاند با تيشهء قلم خويش ، قدم عقل خود را شكسته و ريشهء فضل خود را درآورده و براى بطلان خرافاتش جوابى در خور نيست ؛ مع ذلك براى توضيح بر افهام بعضى برادران دينى ، جوابى مختصر گفته مىشود . جواب از وجه اوّل : بعد از طلوع طليعهء جمال بىمثال آخرين حجّت خداوند
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 22 . ( 2 ) . حديقة الشيعه ، ج 2 ، ص 939 - 936 .