منفعل ، از نورند و أب و أمّ اين مقام ، محسوب از نورند .
چنانكه در كافى شريف در وصف مؤمن ، از حضرت صادق عليه السّلام روايت نموده :
« المؤمن اخ المؤمن ، ابوهما النّور و امّهما الرّحمة » « 1 » و بديهى است كه اين ولادت نوريّه ، مادّه ، مدّت ، زمان و مكان لازم ندارد و در ساعت ، خلق مىشود . مولود آن ولادت ، مصداق آيهء
وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ
« 2 » مىگردد و به ابوين مادّى محتاج نمىباشد .
مانند حضرت آدم كه پدر و مادر لازم ندارد و مانند حضرت عيسى عليه السّلام . چگونه مىشود كه حضرت عيسى و آدم عليهما السّلام بدون پدر و مادر صورى موجود گردند ، آية اللّه شوند ، با آنكه مانند حضرت خليل از شيعيان امير المؤمنين عليه السّلام و اولاد طاهرين او ، بودند .
مسلّما تابع بر متبوع مقدّم نخواهد شد و الّا تابع نخواهد بود . پس ولادت ائمّه ، اسبق از آنها شده و الّا امام نبوده ، ترجيح مفضول بر فاضل مىشود و عقلا قبيح مىباشد ؛ از اينجا هويدا مىگردد كه وجود ائمّه بدون پدر و مادر صورى ، ممكن بوده زيرا در رتبه ، پستتر و كمتر از آدم و عيسى عليهما السّلام كه از شيعيان ايشان بوده ، نشدهاند .
لذا حمل آنها معلوم نبوده و وضع حمل به هرموضع از مواضع امّهات ايشان مىشده ، براى اينكه ولادت ، ولادت نوريّه بوده و از براى ظهور نور ، حاجب و مانعى نبوده ؛ از هركجا توجّه كند ، ظاهر مىشود و الّا نور نمىباشد . آنچه از مواضع وضع حمل ، مذكور شده كه از ران مادر بوده و يا از پهلوى او درآمده ، من باب مثال بوده ، و الّا هر نقطه ، اقتضاى خروج ايشان را داشته است ؛ براى اينكه حال امام ، مثل حال ناقهء صالح بوده ، كه از سنگ ظاهر شد .
اما قسم دوّم از ولادت ، ولادت مادّى و صورى بوده كه به اعتبار هيولا و موادّ عنصرى تولّد يافتند . يعنى در ظهور نور روحانى در موطن دار شهودى و دنيايى ، محتاج
هامش
( 1 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 64 ، ص 74 .
( 2 ) . سوره قمر ، آيه 50 .