شنيدنش را به حيّز تحرير درآوردهاند .
آن نكته ، اين است : زمانى كه روح آن حضرت از در آمدن به قالبش امتناع مىنمود ، سبب آن ، ظلمت خلقت بود كه انّ اللّه خلق خلقه في ظلمة « 1 » تا آنكه از رشاش نور ، قطرهاى در مشام آدم چكانيد كه ثمّ رشّ عليه من نوره ، چون بوى گلاب رشاش به دماغ آدم عليه السّلام رسيد ، چنانكه افراد زكام عطسه زنند ، عطسه زد و گفت : الحمد للّه ربّ العالمين .
گويا به او گفتند : اى آدم به موجب
خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِيفاً
« 2 » ، چون قواى طبيعى ارباب جاه را ضعفى پيدا شود ، منزل بدل مىكنند و جا عوض مىنمايند و به جايى مىبرند كه در آن هواى دلگشا باشد . اكنون تو بايد به بهشت روى . اين بود كه او را به بهشت بردند .
[ متولّدين نيمهء شعبان ]
السابع : آنكه در بحار « 3 » از خطّ شيخ شهيد نقل فرموده ، از حضرت صادق عليه السّلام روايت نموده كه فرمود : همانا در شبى كه قائم عليه السّلام متولّد شده است ، هيچ مولودى متولّد نمىشود مگر آنكه مؤمن باشد و اگر در زمين اهل شرك متولّد شود ، خداوند به بركت امام عليه السّلام او را به سوى ايمان نقل فرمايد .
اين ناچيز گويد : مضمون اين روايت منافى با اختيارى بودن ايمان و كفر در مكلّف است ؛ چه اگر مراد ، ايمان فطرى باشد كه تمامى مردم به مفاد « كل مولود يولد على الفطرة و إنّما ابواه يهوّدانه و ينصّرانه و يمجّسانه » ، « 4 » بر اين ايمان هستند و اگر مراد ، ايمان كسبى باشد ، بايد به اختيار مكلّف حاصل گردد .
هامش
( 1 ) . تفسير ابن كثير ، ج 2 ، ص 178 ؛ ينابيع المودة لذوى القربى ، ج 1 ، ص 55 .
( 2 ) . سورهء نساء ، آيه 28 .
( 3 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 28 .
( 4 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 12 و ج 6 ، ص 13 ؛ التوحيد ، ص 330 ؛ شرح الاخبار فى فضائل الائمة الاطهار ، ج 1 ، ص 190 .