در واقع و نفس الأمر بعض از موادّ ، استعداد صورى سعدا را داشت ، هرچند از كافر متولّد شده ، خودش طيّب و طاهر بوده ، گرچه ولادت مادّى او از كافر بوده است .
لذا از كافر ، مؤمن و از مؤمن ، كافر تولّد يافته و اين نبوده مگر به استعداد موادّ كه در قبول صورت ، مختار استعدادى بوده و آيهء
يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ
« 1 » به اين نكات گواهى مىدهد و از آنجايى كه امام اگر چه از كافر متولّد شده باشد ، موادّ قابلهء طاهره را تميز مىدهد ، لذا كافر را براى قبول محل و ولادتش قبول مىكند .
حكايت شهربانو ، مادر سيّد الساجدين و نرجس خاتون ، مادر خاتم المعصومين كه آنها را براى تحمّل حمل امام ، پسنديدند و مقام استعداد ايشان را فهميدند ؛ هر چند از كافر متولّد شدهاند و آيهء
وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى
« 2 » بر اين اشاره ، گواهى مىدهد . بنابراين مقرّ امام ، هميشه در ارحام طاهره بوده است .
حكايت خواب شهربانو كه در عالم اشباح حضرت صدّيقه و امام حسين و ائمّه عليهم السّلام را ديده و پيش از آنكه به دست مسلمين اسير گردد ، مسلمه شده و نيز حكايت نرجس خاتون قبل از اينكه براى حضرت عسكرى خريده شود ، بر اين نكات دلالت دارد .
جواب دوّم : ممكن است مراد از اصلاب شامخه و ارحام مطهّره ، طهارت از زنا باشد . يعنى انوار ائمّه عليهم السّلام در اصلاب ولد الزنا قرار نمىگيرد ؛ چون خبث ذاتى دارد .
چنانچه از كلام امام جعفر صادق عليه السّلام استفاده مىشود كه مادر من ، امّ فروه از اولاد قاسم بن محمد بن ابى بكر است كه ابو بكر ، طهارت مولد داشت .
شكى نيست كه طهارت مولد هرمذهب به اعتبار احكام همان مذهب است . هر چند آن احكام در مذهب ما و اسلام باطل باشد و طهارت مولد نياورد و نيز اولاد را از زنا بيرون نبرد ، لكن همينكه در آن مذهب زنا نشده ، مولود ، طهارت مولد دارد ، زيرا
هامش
( 1 ) . سوره روم ، آيه 19 .
( 2 ) . سوره فاطر ، آيه 18 .