تعالى بر عاطس واجب است . « 1 »
اين ناچيز گويد : مرادش از وجوب ، وجوب عقلى است نه شرعى ، كما لا يخفى .
بالجمله فرموده است : شكر بارى تعالى بر او واجب است ، چنانكه در حديث وارد است : « إنّ اللّه يحبّ العطاس و يكره التّثائب ، فاذا عطس ، فحمد اللّه ، فحقّ على كلّ مسلم سمعه ، أن يشمته » . « 2 »
تشميت ، دعا نمودن عاطس به دورى از شماتت و نزديكى به خير و بركت است .
تسميت به سين مهمله نيز روايت شده كه از سمت باشد يعنى هيأت نيكو ، حاصل آنكه ، دعا نمايد او به شكل و هيأت نيكو بگردد ، چون حين عطسه هيأت شخص از جهت عطاس برمىگردد ، به اين جهت صاحب عطاس را دعا كند .
عطسه مسامات را تفتيح ، سنگينى بدن را زايل ، سر را سبك ، كدورت و تيرگى نفس را بر طرف و روح حيوانى را مصفّى مىكند .
بنابراين عطسه چيزى محبوب و مطلوب طبيعت و دليل بر صحّت است ، لذا حمد را عقب آن مقرّر فرمودهاند .
تثائب ، كشيده شدن عضلات فك است از جهت دفع فضولى كه در عضلات فكّ محتبس شده كه طبيعت ، محض تمدّد عضلات را دفع كند . زيادى اين حالت ، يعنى تمدّد ، انذار بر زيادت اخلاط و آمدن قشعريره است . اين حالت كه در انسان پيدا گردد ، سبب غفلت و كسالت در امور دين و دنيا شود .
[ عطسهء حضرت آدم هنگام دميدن شدن روح ]
اين ناچيز گويد : مؤيّد بيانات فاضل نحرير در سرّ عطسه ، نكتهاى است كه بعضى از ارباب تفاسير ، سرّ عطسهء حضرت آدم هنگام دميدن روح در بدن مباركش و الحمد للّه ربّ العالمين گفتن و جواب يرحمك ربّك از ساحت قدس حضرت واهب العطايا
هامش
( 1 ) . محبوب القلوب .
( 2 ) . صحيح البخارى ، ج 7 ، ص 124 ؛ الادب المفرد ، ص 196 .