سوارها رفت و ديگر آن بربرى را نديديم .
[ توضيح روايت ردّ مشاهدهكنندگان ]
حدّ عقد احلى من القند بدان وجوهى كه علماى اعلام در جمع ميان توقيع شريف على بن محمد سمرى كه در آن چنين است : من ادّعى المشاهدة قبل خروج السّفياني و الصّحيحة فهو مفتر كذّاب و ميان اين حكايات اين عبقريّه و امثال آنكه در ياقوت الاحمر درج شده ، بيان كردهاند در دو مورد از اين كتاب به نحو اجمال و تفصيل ذكر نمودهايم و لكن آنچه در اين مقام در نظر جلوهگر است ، آن است كه ميان توقيع شريف و امثال اين حكايات معارضهاى نيست كه محتاج به جمع باشد ، زيرا توقيع شريف در صدد ردّ و منع از دعوى ظهور است و مشاهدهء در آن به معنى ظهور و حضور است ؛ چنانكه در آيهء مباركه است :
فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ
« 1 » . بنابراين به معنى رويت نيست تا علما در حيص و بيص در جمع ميان توقيع شريف و اين حكايات بيفتند .
قرينهء بر اين معنى دو چيز است : يكى قول آن حضرت كه مىفرمايد : فلا ظهور الّا بعد از هرج و مرج و فتنه و فساد و ديگرى قول آن بزرگوار است كه مىفرمايد : هركس پيش از خروج سفيانى و صيحهء آسمانى مدّعى مشاهده ، يعنى ظهور باشد - كه اينها هر دو از علايم ظهورند - مفترى و كذّاب است .
فعلى هذا ، ميان توقيع شريف آن بزرگوار و امثال آن ، كه ردع و منع از مشاهدهء آن حضرت در آنها ذكر شده و ميان اين حكايات مسطوره در اين كتاب شريف و ساير كتب هيچ معارضهاى نيست ، خذه و اغتنم . انتهى .
هامش
( 1 ) . سوره بقره ، آيه 185 .