يكى گفت : صد گوسفند به او بدهيد . ديگرى از وزرا گفت : صد گوسفند و صد اشرفى بدهيد . ديگرى گفت : فلان مزرعه را به ايشان بدهيد .
سلطان فرمود : هرچه بدهم ، كم است . اگر سلطنت و تاج و تختم را بدهم ، آن وقت مكافات به مثل كردهام . چون آنها هرچه داشتند ، به من دادند ، من هم بايد هرچه دارم ، به ايشان بدهم تا مكافات شود .
الحال ، جناب بحر العلوم ! حضرت سيد الشهدا عليه السّلام هرچه از مال و منال ، اهل و عيال ، پسر و برادر ، دختر و خواهر ، سر و پيكر داشت ، در راه خدا داد ، پس اگر خداوند به زائرين و باكين آن جناب ، آن همه اجر و ثواب بدهد ، نبايد تعجّب نمود . اين را فرمود و از نظر سيد غايب شد .
[ تشرف مؤذن قمى ] 55 مسكة
در اين باب است كه ملّا حبيب اللّه مؤذّن قمى آن حضرت را مىبيند ولى ايشان را نمىشناسد .
عالمان عاملان ، حاج سيد محمود و حاج سيد احمد قمّيان قدّس سرّهما نجلان زكيّان العالم العلّامة ، حاج سيد صادق قمى - طيّب اللّه رمسه - كه از اجلّاى اصحاب محقّق رشتى صاحب بدايع الاصول و از مهاجرين به ناحيهء مقدّسهء سرّ من راى به جهت استفاده از سيّدنا الاستاد الاعظم المجدّد بودند ، به ما خبر دادند و براى حقير نوشتند :
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم « و ممّن تشرّف بالسّعادة العظمى و نال بالمرتبة الكبرى العالم المؤيّد الربّانى ، كاشف الرّموز و الدّقائق ، الحاج سيد محمّد صادق القمى - طاب رمسه و نوّر اللّه مضجعه - »
قضيّهء او ، آنكه بندهء متّقى الموثوق الموسوم به ملّا حبيب اللّه ، مؤذّن مسجدى كه آن مرحوم تأسيس نمود ، براى ما حكايت كرد و گفت : عادت من اين بود كه يك ساعت