تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤

[ تشرف در راه بلوچستان ] 53 مسكة

در اين باب است كه يكى از ارباب رياضت آن سرور را در راه بلوچستان مىبيند ، ولى آن حضرت را نمىشناسد . فاضل معاصر ، صاحب كتاب بضاعة مزجاة كه در ذكر ادعيه‌اى است كه بايد در زمان غيبت حضرت ولىّ عصر - ارواحنا فداه - خوانده شود و سنهء هزار و سى صد و سى و پنج در ايران طبع شده ، فرموده : حاج ميرزا محسن تاج الواعظين در كتاب درّه ، ذكر نموده : زمان اقامت در فارس ، رسالهء مختصرى از ابو اسحاق اسفراينى در فوايد سورهء مباركهء كوثر ، توحيد و آل عمران ديدم كه اگر كسى روزهاى جمعه هرسه سوره را مداومت كند ، از دنيا نرود مگر اين‌كه قائم آل محمد را زيارت كند . بعد ذكر نموده : من موفّق نشدم ، ولى يكى از احبّا مداومت كرد و خدمت آن بزرگوار رسيد ، تفصيلش اين است : او به سمت بلوچستان مىرفت . گفت : بين راه شخصى را ديدم سوار شتر و لباسش به شكل لباس اهل بلوچستان است ، ولى جوان است . سلام كردم ، جواب گفت . بعد پرسيد : از خواندن سور چه مقصود دارى ؟ مىگويد ، گفتم : زيارت حجّت زمان . گفت : اگر او را ديدى چه مىخواهى ؟ گفتم : چند سؤال دارم ، بايد بپرسم . گفت : سؤالات خود را بپرس ! با خود گفتم ؛ چه ضرر دارد ، بين راه است ، بايد راهى طىّ شود و صحبتى بداريم . شروع به گفتن چند سؤالى كه در نظر داشتم ، كردم . از جمله اين بود كه اقرب طرق به سوى خدا كدام است ؟ در جواب گفت : اگر كيمياگرى به تو بگويد كيميا مىسازم و مىدانى كه دروغ مىگويد ؛ چرا كه اگر سازنده بود ، اظهار نمىكرد . با اين تفصيل به قول دروغ او اعتماد مىكنى كه شايد داشته باشد ، مال خود را خرج مىكنى و زحمت بسيار مىكشى . آن‌چه مىگويم قول پيغمبر و ائمّهء راشدين است و حكماى ظاهرى هم آن را