تصديق نمودهاند ؛ مثل شيخ الرّئيس بو على سينا در اشارات خود در نمط تاسع . پس چه ضرر دارد اگر عمر خود را صرف كنى و چهل شبانه روز ، سورهء مباركهء كوثر ، توحيد و آل عمران بخوانى ، البتّه نه به قصد امتحان ، بلكه به قصد عبادت ، تا آنچه مقصود تو است ، عمل آيد .
ولى شخص سائل الحال كه جواب مىشنود ، نمىداند گويندهء جواب كيست و نمىداند او ، حجّت زمان است و ذكر نموده : اسفراينى از علماى عامّه ، صاحب نور العين في مشهد الحسين است .
مؤلّف گويد : از فرمايش آن حضرت كه فرموده : نه به قصد امتحان ، معلوم مىشود آن شخص اين عمل را به قصد امتحان به جا آورده كه ببيند به مقصود نايل مىشود يا نه .
اين ناچيز گويد : سه نفر از علماى عامّه به اسفراينى منسوبند .
اوّل : ابو اسحاق ابراهيم بن محمد بن ابراهيم اسفراينى الفقيه الشافعي .
دوّم : ابو حامد احمد بن ابي طاهر الفقيه الشافعي .
سوّم : محمد بن احمد بن تاج الدّين ، مؤلّف كتاب اللّباب فى النّحو .
اسفراينى صاحب رسالهاى كه اين مطلب را از او نقل نموده ، ظاهرا به قرينهء تكنيهء او به ابى اسحاق ، اوّلى آنهاست و اگر هريك از دوّمى و سوّمى هم باشد ، از جملهء علماى اهل سنّت محسوب مىشود كه به حيات و وجود فعلى حضرت بقيّة اللّه قايلاند ؛ چنانچه عدّهاى از ايشان در عبقريهء هفتم اين بساط ذكر شدهاند .
فتبصّر من كلماتهم .
[ ملاقات حضرت و سيد بحر العلوم ] 54 مسكة
در اين باب است كه سيد بحر العلوم آن حضرت را در راه سامره مىبيند ولى ايشان را نمىشناسد .
عالم عامل ، فخر الاوايل و الاواخر ، جناب حاج شيخ على اكبر النهاوندى در كتاب