تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣

[ تشرف آقا شيخ حسين نجفى ] 52 مسكة

در اين باب است كه جناب آقا شيخ حسين نجفى آن حضرت را در راه مكّه مىبيند ، ولى ايشان را نمىشناسد . شيخ عالم فاضل ، شيخ اسد اللّه زنجانى ما را خبر داد و شيخ جليل وحيد ، شيخ عبد الحميد زنجانى شيوع اين قضيّه را در مجلس تصديق نمود و شيخ اسد اللّه گفت : آن را از دوازده نفر از فحول علما شنيدم ؛ مثل شيخ الاكبر الاثقى ، الاوحد فى زمانه فى الرّياضات و المجاهدات ، آخوند ملّا حسين قلى همدانى و سيد اجلّ عالم امجد ، السيد محمد آل بحر العلوم و عمّه الأكمل ، السيد حسين و غير ايشان كه به سند متّصل از شخصى روايت نمودند كه حاضر محضر انور سيد محمد مهدى بحر العلوم بوده كه گفت : شيخ اجلّ اشرف ، جناب آقا شيخ حسين نجفى از زيارت بيت اللّه به نجف اشرف مراجعت نمود . بزرگان دين و علماى راسخين براى تهنيّت و زيارت ايشان تشريف‌فرما شدند و در منزل ايشان مجتمع گرديدند . سيد بحر العلوم قدّس سرّه چون با جناب آقا شيخ حسين ، كمال اتّحاد و يگانگى داشت ؛ در اثناى صحبت روى مبارك به جناب شيخ نمود و فرمود : شيخ حسين ! تو آن‌قدر سربلند و بزرگ سر گرديدى كه بايد با حضرت صاحب الزمان عليه السّلام هم كاسه و هم غذا شوى ؟ شيخ مرحوم ، متغيّر و حضّار مجلس از استماع اين كلام ، گشاده چشم و متبصّر الحال گرديده ، از تفصيل اين اجمال ، سؤال نمودند . فرمود : آقا شيخ حسين آيا در خاطر ندارى بعد از مراجعت از حجّ در فلان منزل ، در خيمهء خود نشسته بودى و كاسهء تريد كه آبگوشت بود ، براى نهار خود مهيّا نموده بودى ، ناگاه از دامنهء برّ ، جوان خوشرو و خوشبويى به زىّ اعراب وارد گرديد و از غذاى تو تناول فرمود . آن آقا ، روح روان همهء عوالم امكان ، حضرت صاحب الامر و الزمان - عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف - بوده است .