معنى هجده هزار عالم باشد .
مولانا جلال الدّين محمد رحمه اللّه گفته است : در لغت فرس به چيز بزرگ و عظيم ، هزار گويند . لذا مراد از هجده هزار عالم ، عالم بزرگ و عظيم است كه آن ده عقل ، سماوات ، چهار عنصر و سه مواليد است . ممكن است اين قول از معصوم باشد و هجده هزار عالم از انواع كواكب و حيوانات و غيرهما موجود باشد ، و اللّه الخالق أعلم بالحقايق .
انتهى .
چون اين امور دانسته شد ، گفته مىشود : شايد ، - و العلم عند اللّه - نكتهء آوردن روح القدس ، حضرت بقيّة اللّه را در هرچهل روز نزد پدر بزرگوارش و بازپس بردن آن سرور بعد از ملاقات ، اين باشد كه آن بزرگوار در هراربعينى از آن ، هجده اربعين ، استعداد تربيتى خود را ، براى هزار عالم از آن هجده هزار عالم تكميل فرمايد و اين با فرمايش حضرات ائمه عليهم السّلام منافات ندارد كه فرمودهاند : « إنّ عندنا العلم ما كان و ما هو كائن إلى يوم القيامة » . « 1 »
چنانچه در روايت بصائر الدّرجات ، « 2 » بنابر نقل علّامه مجلسى رحمه اللّه در بحار از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده است ، زيرا در آخر آن خبر هم از آن سرور وارد شده ؛ بعد از اينكه جهاتى از علوم خود را به ابو بصير مىفرمايد ؛ ابو بصير عرض مىكند : هذا و اللّه هو العلم .
حضرت مىفرمايد : اين علم است ، لكن آن علمى نيست كه نزد خانوادهء ماست ، كه « ما يحدّث باللّيل و النّهار ، الأمر بعد الامر و الشّىء بعد الشّىء إلى يوم القيمة » . اگر آن بزرگواران علم بما كان و ما هو كائن الى يوم القيمه داشتند ، پس چه باقى مىماند تا اينكه براى ايشان ، علم به آن حاصل شود ، در ليل و نهار به امرى بعد از امرى و به چيزى بعد از چيزى تا روز قيامت .
اخبار هردو طرف به حدّ استفاضه است و از اينجاست كه علماى اعلام در صدد
هامش
( 1 ) . ر . ك : بصائر الدرجات ، ص 172 .
( 2 ) . ر . ك : بصائر الدرجات ، ص 172 ؛ بحار الانوار ، ج 26 ، ص 39 - 28 .