رفيعه ، از درجهء وضيعهاى كه سابقا در آن بودهاند ، استغفار و توبه مىفرمايند . ترجمهء عبارت علّامه مزبور تمام شد ، البسه اللّه في الجنّة من حلل النّور . انتهى .
[ تكميل امام در اربعينيّات ]
اعادة النكتة بعبارة طرفة :
از آنچه مذكور شد ، معلوم گرديد شخص شريف امام ، آنا فانا به واسطهء كمال استعداد و قابليّت و وعاء و ظرفيّت وجوديّهاش در تلقّى فيوضات حضرت ربّ الأرباب در تزايد و تكامل است ، چه مضايقه است كه گفته شود حضرت امام زمان ، قطب دايرهء امكان ، در هريك از آن اربعينيّات هجدهگانهء زمان رضاع ، اسباب تربيت و ايصال فيوضاتش را نسبت به هريك از آن هجده هزار عالم تكميل و تحصيل فرموده باشد .
نكتهء اختصاص اين موهبت خاصّه و عنايت مخصوصه - كه تلقّى فيوضات در آن اربعينيّات باشد - به وجود شريف امام عصر و ناموس دهر ، از ميان ائمّهء طاهرين و اسلاف معصومين آن بزرگوار ، شايد به اين لحاظ باشد : چون در علم اللّه گذشته كه آن جناب در مدّت متماديّه كه مساوق با انقراض دنياست ؛ با نبودن حجّتى در ميان خلق غير از آن سرور ، بايد در پس پردهء غيبت باشد و البتّه اين شخص شريف ، با چنين وصف منيف ، بايد اسباب تربيتش اكثر از خلايق و وسايل ايصال فيوضاتش اوفر از آنها باشد .
حديث مروّى در شرح باب حادى عشر فاضل مقداد كه ذكر ائمّه در آن است « تسعة من ذريّة الحسين تاسعهم قائمهم أعلمهم و في رواية أخرى ، تاسعهم ، قائمهم افضلهم » . « 1 »
مشعر بر دعوى است و آنچه در حديث وصيّت است كه پيغمبر در امر وصيّت به امير المؤمنين فرمود : « و أنا أدفعها إليك يا على ! و أنت تدفعها إلي وصيّك و يدفعها وصيّك إلي أوصيائك من ولدي واحدا بعد واحد ، حتّى تدفع إلى خير اهل الأرض
هامش
( 1 ) . ر . ك : الكافى ، ج 1 ، ص 533 ؛ الخصال ، ص 419 و 480 ؛ دلائل الامامة ، ص 453 .