تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
جز ذات حضرت احديّت جلّ و علا از آن‌ها اطّلاع ندارد ، چنان‌كه فرموده :
وَ ما يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ
« 1 » . بالجمله نظر به اختلاف اخبار ، در اعداد اين عوالم ، اختلاف است . در بعضى از اخبار ، هزار هزار عالم ، در بعضى سى صد و شصت و در بعضى چهل و آن‌چه در السنه و افواه ، مشهور و در اغلبى از زبر و دفاتر مذكور است ، اين‌كه آن‌ها هجده هزار عالم‌اند . چنان‌كه فاضل كاشانى در منهج الصّادقين غير از اين قول را نقل نفرموده و از وهب بن منبّه روايت نموده : براى حق تعالى هجده هزار عالم است كه دنيا يكى از آن‌هاست ، آن‌ها مساكن روحانيّات است و جز خدا عدد حصرشان را نداند .

[ تعداد موجودات عالم ]

تشريق فيه تحقيق .

مرحوم عالم عارف شيخ محمد على الزّاهدى الشّهير بالحزين و المتخلّص به ساغر در كتاب جام الجمّ و مرآة هيئة العالم از محمد طاهر منجّم يزدى و او از ابو معشر بلخى در سبب اين‌كه مشهور است عدد موجودات عالم هجده هزار است ، روايت نموده : فرموده است : دور كل ، مشتمل بر سى صد و شصت هزار سال شمسى است . هم او گويد : در احكام قرانات كه هريك نوبت ، مقارنهء علوييّن واقع مىشود ، نوعى از انواع كه قبل از آن موجود نبوده ، از صحراى عدم به سراى وجود آيد و چون زحل در سى سال و مشترى در دوازده سال ، دور تمام مىكند ، پس هربيست سال ، يك نوبت مقارنه ، بينهما واقع شود . زيرا مشترى در اين مدّت زايد بر يك دور و هشت برج حركت كرده ، زحل نيز هشت برج ، قطع نموده كه در مدّت دور كل هجده هزار سال ، قران واقع مىشود . پس در دور كل و هجده هزار نوع از موت به فيض وجود حضرت بىچون ؛ موجود شوند و اين
هامش
( 1 ) . سورهء مدثر ، آيه 31 .