سوار كرد ، من شتاب كردم و او به من نرسيد . اما تأمّل كردم كه من نه لجام به دست گرفتم و نه به ركاب ، اسب راندم ، پس پياده شدم تا از صاحب اسب و رفقاى خود تفحّص نمايم و غفلت كردم كه لجام اسب را بگيرم و نگاه دارم ، داخل كاروانسرا شدم تا وسط آن رفتم و مشهدى حاج بابا را صدا كردم ، جواب داد و گفت : كجا بودى ، چرا عقب افتادى و طول دادى ؟
گفتم : اين سؤال و جواب را بگذار و بگو صاحب اين اسب با شما و در بين شما بود يا نه ؟
گفت : او كه بوده ؟
دانستم كه با آنها نبوده ، برگشتم كه اسب را بگيرم و نگاه دارم تا صاحبش برسد . اما آن را نيافتم و مفقود شد . جماعتى رسيدند ، به آنها گفتم : اين اسب چه شد ؟ الحال صاحبش مىآيد و آن را مطالبه مىكند .
سپس به جستجوى اسب در كاروانسرا و خارج كاروانسرا مشغول شديم ، اثرى از آن نيافتيم و الى الآن احدى نيامده آن اسب را مطالبه نمايد .
[ ملاقات خادم مسجد سهله ] 38 مسكة
در اين باب است كه جناب آقا شيخ حسين ، خادم مسجد سهله آن حضرت را مىبيند و نمىشناسد و ديدنش به معجزهاى متعقّب مىشود .
ايضا جناب آقا شيخ آقا بزرگ - ايّده اللّه و سدّده - ما را خبر داد و قضيّه را به جهت حقير نوشت ، از عبد صالح ثقه ، شيخ حسين ، خادم مسجد سهله كه از خصّيصين اصحاب مرحوم مغفور عالم جليل نبيل ، ملّا حسين قلى همدانى و متخلّق به اخلاق و متأدّب به آداب ايشان بود و مرحوم آقاخوند ، صاحب كرامات باهرات و از اجلّاى تلاميذ و اصحاب علّامهء انصارى - قدّس اللّه تعالى روحهما - بودند .
تفصيل سفر اوّلش را به ارض اقدس به مصاحبت شيخنا الاعظم ، شيخ محمد طاها