تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
شب ماه رمضان خوانده مىشود ، حفظ دارى ؟ گفت : نه . گفتم ؛ شايد اسم اين دعا را نمىداند ، بعضى از فقرات آن را كه از آن شخص شنيده بودم ، خواندم تا شايد به خاطر آورد . گفت : نه . پس دانستم خوانندهء آن ، حضرت ولىّ عصر - عجّل اللّه فرجه - يا يكى از اولياء اللّه بوده است . و اللّه اعلم .

[ ملاقات شيخ كاظم نهاوندى با حضرت ] 37 مسكة

در اين باب است كه شيخ كاظم دماوندى آن حضرت را مىبيند و نمىشناسد و ديدنش به معجزه‌اى متعقّب مىگردد . عالم برّ تقىّ و صدّيق صفىّ وفى ، جناب آقا شيخ محسن ، مشهور به شيخ آقا بزرگ طهرانى - ايّده اللّه تعالى - در شهر ذى حجّة الحرام سنهء هزار و سى صد و پنجاه و سه به ما خبر داد و گفت : صدّيق ما شيخ ثقهء امين ، شيخ كاظم نجل زكىّ حاج ميرزا باباى دماوندى ، بعد از مراجعتش از سفر زيارت عتبات عاليات - على مشرّفيها آلاف التحيّة و الثّناء و الصّلوات - سنهء هزار و سى صد و يازده ما را خبر داد و در آن سفر با حاج باباى بقّال و بعضى ديگر از كسبهء محلّهء ما مصاحب بود . من همهء آن‌ها را مىشناسم ، همهء آن‌ها امّى و بىسواد بودند و از اين جهت او را همراه برده بودند كه مسايل را به آن‌ها تعليم نمايد و ادعيه و زيارات را بر ايشان بخواند و قرار كرده بودند هريك در هر منزلى ، قدرى او را سوار نمايند و خوراك او با آن‌ها باشد و وفا نمودند . او گفت : قرار بر اين بود كه من ، اوّل شب بخوابم ، قدرى كه از شب مىگذشت ، كمى قبل از حركتشان مرا بيدار مىكردند ، قبل از آن‌ها راه مىافتادم و به قدر يك فرسخ مىرفتم ، چون به من مىرسيدند ، هريك قدرى مرا سوار مىنمودند تا به كرند رسيديم . آن‌ها مرا از آن منزل ، منزل قبل و بعد از آن مىترسانيدند و سفارش مىنمودند