[ بردن ملايكهء آن جناب را به آسمان ]
الخامس : شيخ صدوق قدّس سرّه در كمال الدّين ، « 1 » كيفيّت ولادت حضرت بقيّة اللّه را به روايت محمد بن عبد اللّه مطهّرى نقل فرموده تا آنجا كه آن نور خدا متولّد گرديد و حضرت عسكرى آواز داد : اى عمّه ! فرزندم را نزد من بيار !
نقل فرموده كه حكيمه خاتون گفت : آن جناب را برداشتم و نزد آن حضرت آوردم . چون او را پيش روى پدر بزرگوارش نگاه داشتم ؛ در دست من بود كه بر پدر بزرگوارش سلام كرد . حضرت ، آن جناب را از دست من گرفت و در آن حال مرغانى بال خود را بر سر آن جناب گسترانيدند .
پس حضرت يكى از آن مرغان را آواز داد و فرمود : او را بردار و محافظت كن و در هر چهل روز او را به سوى ما برگردان تا آنكه حكيمه خاتون گفت ، گفتم : اين مرغ چه بود ؟
فرمود : اين روح القدس است . . . ، تا آخر آنچه روايت آن در مسكهء پنجم و هفتم نقل گرديد .
[ چند نكته در بردن آن جناب به آسمان ]
اين ناچيز گويد : ظاهر اين است كه امر فرمودن حضرت عسكرى به روح القدس كه مهدى - صلوات اللّه عليه - را در هرچهل روز از ايّام رضاع برگرداند ، با اينكه گاهى آن جناب را پيش از آن وقت مىآورد ، منافات ندارد .
چنانكه در خبرى ، شب دوّم و در خبر ديگر ، شب سوّم و در روايتى در شب هفتم ولادت او را ديدند كه تمامى اينها در بحار نقل شده است ، زيرا بر حسب وعدهء حضرت عسكرى ، آن جناب را به جهت خوردن شير نزد نرجس خاتون مىآورد در هر وقت كه به آن محتاج بود .
براى استنباط نكتهاى كه در اين حديث شريف ، در نظر داعى جلوهگر است ، از
هامش
( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، صص 429 - 428 .