تمامى علوم آن امام را ، از شمس ظاهرتر است .
فلذا امام حسين عليه السّلام زبان جوانش را به دهان گذاشت تا اينكه آن جوان به قدر استعداد خود ، از آن مبدأ فيض توشهاى برداشت .
و اما استعداد قلبيّهء حضرت بقيّة اللّه و وعاء و ظرفيّتش براى تحمّل اسرار حضرت إله و وارثيّتش براى علوم تمامى انبيا و اوصيا ، مقتضى اين بود كه پدر در دهان مباركش زبان بگذارد و مقام
يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ
« 1 » را دربارهء فرزندش بفهماند .
[ قرائت كتب آسمانى توسط حضرت حجّت ]
الرابع : حافظ برسى در مشارق الانوار « 2 » از حسين بن محمد از حكيمه خاتون روايت نموده كه گفت : چون حضرت بقيّة اللّه را نزد پسر برادرم حسن بن على عليهما السّلام آوردم ، دست شريفش را بر روى انور او ماليد كه نور انوار بود و فرمود : سخن بگو اى حجّت خدا ، بقيّهء انبيا ، نور اصفيا ، غوث فقرا ، خاتم اوصيا ، نور اتقيا و صاحب كرّهء بيضا !
پس فرمود : « أشهد أن لا إله الّا اللّه وحده لا شريك له و أشهد انّ محمّدا عبده و رسوله و أشهد انّ عليّا ولىّ اللّه » ، آنگاه اوصيا را تا آن جناب شمرد .
امام حسن فرمود : بخوان !
سپس قرائت كرد آنچه بر پيغمبران نازل شده بود و به صحف ابراهيم ابتدا نمود و آن را به زبان سريانى خواند . آنگاه كتاب ادريس ، نوح ، كتاب صالح ، تورات موسى و انجيل عيسى و فرقان محمد - صلّى اللّه عليه و آله و عليهم اجمعين - را خواند و قصص انبيا را عليهم السّلام نقل فرمود .
هامش
( 1 ) . سورهء نور ، آيه 35 .
( 2 ) . مشارق الانوار اليقين فى اسرار امير المؤمنين ، ص 157 .