[ حكمت امر امام به قرائت كتب آسمانى ]
نكته
سرّ استنطاق نمودن و امر امام حسن عليه السّلام به خواندن كتب سماويّه نسبت به اين جناب و اذان و اقامه گفتن جدّش ، حضرت امير المؤمنين هنگام تولّدش ، شهادت به وحدانيّت خدا و رسالت حضرت خاتم الأنبيا ، سلام نمودنش به آن جناب و استيذان نمودنش از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله در خواندن كتب سماويّه ، چنانكه علّامه مجلسى رحمه اللّه در بحار « 1 » تاسع از كتاب روضه و فضايل نقل فرموده :
چون حضرت امير المؤمنين عليه السّلام متولّد شد و روى دست پيغمبر قرار گرفت ؛ آن جناب مىفرمايد : دست راست خود را بر گوش راستش گذاشت ، اذان و اقامه گفت و به وحدانيّت خدا و رسالت من شهادت داد . آنگاه به جانب من ميل نمود و گفت :
السّلام عليك يا رسول اللّه ! بخوانم ؟
گفتم : بخوان ! به حق آن كسى كه جان محمد در دست او است . آنگاه به خواندن صحف آدم شروع نمود و از حرف اوّل تا حرف آخر آن را خواند كه اگر شيث زنده بود ، اعتراف مىكرد كه على صحف را بهتر از او مىداند .
بعد از آن صحف نوح و ابراهيم ، تورات موسى ، زبور داود و انجيل عيسى را خواند كه اگر ايشان نيز زنده بودند . به فضيلت او بر خود تصديق مىنمودند . . . ، الى آخر الخبر .
بالجمله در نكتهء تكلّم و قرائت حضرت بقيّة اللّه بعد از استنطاق و امر پدر بزرگوارش به قرائت و تكلّم جدّش امير المؤمنين و قرائتش بدون استنطاق حضرت رسول و بدون امر به قرائت فرمودنش ؛ آنچه ابتدا در نظر جلوهگر است - و اللّه يعلم - اين است كه ولايت و امامت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بدوى و بالإصاله است با توجّه به حديث اتّحاد نورين كه نور حضرت رسالت و نور آن جناب مىباشد ، زيرا لازمهء فرمايش حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله كه فرمودهاند : « كنت نبيّا و آدم بين الماء و
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 35 ، ص 24 - 19 .