سپس من به ايشان ملحق شدم . مكّارى بسيار شكر لطف الهى به جاى آورد و خلوص غريبى به من پيدا كرد . بعد ورود به محلّ ، مقصود را خواست و خواست از پنج تومان كرايه به جهت سلامتى حيوانهايش و نجات از دزدان بگذرد و از من نگيرد ، اما كرايهاش را بالتمام دادم و حمد و شكر الهى را به جاى آوردم .
[ گويا شدن زبان آقا مهدى شيرازى ] 10 مسكة
در باب متوسّل شدن آقا مهدى شيرازى لال به آن حضرت در سرداب مقدّس است كه گويا شدن زبانش از اعجاز آن جناب مىباشد .
سيد علّامه ، آقا ميرزا محمد حسين شهرستانى - اعلى اللّه تعالى في الخلد مقامه - در زوائد الفرائد ذكر فرموده : از جمله كرامات حضرت حجّت منتظر - عجل اللّه فرجه - كه در سرداب مقدّس ظاهر شد ، آن است كه شخص لالى در سرداب منوّر ، شفا يافت و اين خبر ، كم كم شايع شد ، تا آنكه مذكور گرديد . آن شخص وارد كربلا شده است ، به قصد ملاقات او و تحقيق حال ، به منزلش رفتيم ؛ خانه نبود .
بعد از مراجعت به خانهاش ، وقتى خبردار شدند به قصد ملاقات او رفته بودم ؛ عصر با رفقايش به منزل حقير آمدند ، من جمله از رفقايش ، عالى شأن عمدة التجّار ، حاجى كربلايى اسماعيل ، تاجر شيرازى ، ساكن كاظمين است و غير ايشان كه غالب از ثقات و معتمديناند و با او از هند در كشتى نشسته ، كمال معاشرت را داشتند و همه شهادت دادند او لال بوده و از قراين خارج و داخل ، به لال بودن او قطع حاصل شد .
اسم خود آن شخص ، آقا مهدى است و شيرازى ساكن ملومين از توابع ماچين مىباشد . حاج كربلايى اسماعيل مذكور ، بيان كرد : آقا مهدى ، پسر عموى من است . به قدر دو هزار تومان مايهء تجارت داشت كه در طىّ معاملات كم كم تلف شد . او به جهت غصّهء اين امر و فكر و خيالات ، مخبّط شد و به جنون منجر گرديد . مدّتى مجنون بود تا اينكه با معالجه و غيره ، جنونش تخفيف يافت و در زبانش لكنت پيدا شد . چون