[ توسل آقا نجفى اصفهانى ] 11 مسكة
در باب متوسّل شدن عالم جليل ، آقاى آقا نجفى اصفهانى در مكّهء معظّمه به آن حضرت و اثر فورى ديدن مىباشد .
از سيد جليل ، سيد محمد حسين اصفهانى و ايشان از رسالهء مرحوم آقا نجفى اصفهانى نقل نموده كه آن جناب در كتاب مذكور ذكر فرموده : مرّهء ثانيه ، - يعنى مرتبهء دوّم از تشرّفش خدمت امام عصر - عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف - آن است كه روزى بعد از ورود به مكّهء معظّمه ، به خارج شهر رفته ، مشغول عبادت بود ، در بين صلات كه با كمال شرايط و آداب به جا مىآورد ، يكى از اعراب و اشقيا آن جناب را از بالاى كوه ديد ؛ آتش بغض در سينهء پركينهاش سرشار گرديده دست به خنجر برد و به سوى آن جناب دويد ، چون فضا خلوت از انام و فارغ از ازدحام بود ، آن جناب يقين نمود كه الان است آن نابكار ، كار را تمام كند .
در همان حال نماز و توجّه به مناجات حضرت كارساز بىنياز ، دست توسّل به ملجأ كل حضرت ولىّ عصر زد در آن حال توسّل ، فى الفور پاى آن رجس بر سنگى گرفته ، منقلب گرديد ؛ گويا كسى دستى بر قفاى او زده ، او را از بالاى كوه بر زمين افكند و فى الحال به اسفل درك جحيم وارد گرديد .
[ توسل و نجات آقا سيد محمد على تبريزى ] 12 مسكة
در باب متوسّل شدن سيد جليل ، آقا سيد محمد على تبريزى به آن بزرگوار است كه از غرق نجات مىيابد .
ايضا جناب آقا ميرزا هادى از سيد عالم فاضل جليل ، سيد محمد على تبريزى حكايت نموده ، گفت : در سال تشرّف به عتبات عاليات ، بين تبريز و كرمانشاه در يكى از منازل بين راه ، نهرى بود . من از قافله عقب ماندم ، خواستم از نهر عبور كنم ، پياده