تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
عرض كردم : البتّه مصيبت حضرت سيد الشّهداست . فرمود : نه ! اگر حضرت سيّد الشّهدا عليه السّلام در حيات بود ، ايشان هم در اين مصيبت ، خون گريه مىكردند . عرض كردم : پس اين كدام مصيبت است كه من نمىدانم ؟ فرمودند : آن مصيبت اسيرى زينب عليها السّلام است ، ابد الأباد .

[ تبديل ساعت به طلا ] 5 مسكة

در اين باب است كه عالم جليل ، آقا شيخ عبد الصمد زنجانى آن حضرت را در خواب مىبيند و خوابش به معجزه متعقّب مىشود . ما را از مرحوم شيخ اسد اللّه زنجانى رحمه اللّه از شيخ اجلّ ، معتمد آقا عبد الصمد زنجانى خبر داد ، گفت : يك سال حدود هشتاد تومان مقروض شدم و از عهدهء اداى آن عاجز بودم . بر من خيلى سخت مىگذشت . مشغول بعضى ختومات و رياضات شرعى و توسّلات شدم ، تا آن‌كه شبى حضرت صاحب العصر - عجّل اللّه فرجه - را در خواب ديدم و از نور حضور آن مهر ظهور ، ديدهء جان را منوّر كردم . حضرت دست كرامت باز كرده ، فرمودند : ساعت خود را به من بنما ! ساعت خود را از جيبم درآورده و به دست بىعيب آن محيط بر هرشهود و غيب دادم . آن سرور ساعت را گرفت و سپس به من ردّ فرمود ، گرفتم و از خواب بيدار شدم . وقتى به هوش آمدم ، از بىقابليّتى خود به جوش آمدم كه بعد از اين همه زحمات ، آن جناب همين قدر به ساعت من نظر فرمود و لكن خودم به جز حرمان از فيوضات آن منبع فيض رحمان ، بهره‌اى نبردم ؛ نه از من سؤالى و نه از آن سرور نوالى . به هرحال با كمال بىحالى شب را به صبح رساندم و به مجلس بعض از رفقا رفتم . قدرى گذشت ، ساعتم را از بغل درآوردم ، نظر كردم چه وقت است ، يكى گفت : فلانى اين ساعت طلا را از كجا پيدا كردى ؟