تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
احسن حال گذشته و تعجّب دارم چگونه اين همه راه آمدم . جز از كاظمين به كربلا در هيچ‌جا سوار نشدم ، كسى مرا مجّانى سوار كرد و شب نيمهء شعبان مشرّف شدم .

[ دعاى حضرت حجّت براى عالم تويسركانى ] 3 مسكة

در اين باب است كه عالم جليل ، مرحوم آقا شيخ حسن تويسركانى آن حضرت را در خواب مىبيند و خوابش به معجزه متعقّب مىشود . عالم ربّانى ، آقا ميرزا هادى خراسانى بجستانى - ايّده اللّه تعالى - ما را از مرحوم سيد عالم فاضل عابد زاهد ممجّد ، حاج سيد حسين اصفهانى متولّى مدرسهء صدر نجف اشرف خبر داد كه از عالم فاضل محقّق ، شيخ حسن تويسركانى شنيدم ، كه گفت : اوايل جوانى كه در نجف اشرف مشغول تحصيل بودم ، امر معيشت بر من سخت مىگذشت . بنا گذاشتم فقط به قصد دعا كردن براى توسعهء حال به كربلا مشرّف شوم . چون مشرّف گرديدم ، شب را خوابيدم ، هنوز به حرم محترم مشرّف نشده بودم كه در خواب به حضور باهر النور موفور السّرور حضرت ناموس دهر ، بقيّة اللّه ولىّ عصر - ارواحنا له الفداه - مشرّف گرديدم . فرمودند : فلانى ، دعا كن ! عرض كردم : يا مولاى ! به قصد دعا مشرّف شدم . فرمودند : خيلى خوب ، همين‌جا بالاى سر است ، دعا كن ! دست به دعا برداشتم و با تضرّع و زارى دعا كردم . فرمودند : نشد . دو مرتبه بهتر از اوّل مشغول دعا كردن شدم . باز فرمودند : نشد . مرتبهء سوّم آن‌چه مىدانستم به جدّ و جهد الحاح نمودم . باز فرمودند : نشد . ديگر عاجز شدم ، عرض كردم : سيّدى ! دعا كردن وكالت‌بردار هست يا نه ؟ فرمودند : بلى ! هست . عرض كردم : من شما را وكيل كردم كه برايم دعا فرماييد . فرمودند : خيلى خوب . سپس دست به دعا برداشتند و دعا فرمودند .