تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
سعيد نقل كردم . آن دو نيز ، خدمت آن حضرت مشرّف شدند و آن‌چه به آن‌ها خبر داده بودم براى آن بزرگوار نقل كردند . حضرت فرمود : براى شما نيز اين مطلب بعدى ندارد و آن بستان ، اين است . چون نظر كرديم ، بستانى ديديم كه در آن هرنوع فواكه بود . از آن فواكه تناول كرديم و ذخيره نموديم . « 1 » نيز محمد بن جرير از سعد بن سلام روايت كرده كه گفت : ما ده نفر بوديم كه خدمت حضرت رضا عليه السّلام مشرّف شديم و قوم در دلايل امامت با آن حضرت مكالمه مىنمودند . جماداتى ديدم كه زير پا و اطراف آن بزرگوار بود ، به سخن درآمده ، مىگفتند : هو امامى و امام كلّ شىء . سپس داخل مسجد شد . ديوارهاى مسجد و چوب‌هاى آن ، بر آن بزرگوار سلام كرده ، با او تكلّم مىكردند . « 2 » نيز محمد بن جرير به سند خود از عمّارة بن زيد روايت كرده كه گفت : خدمت حضرت رضا عليه السّلام مشرّف شدم و در باب شخصى با آن جناب مكالمه كردم كه چيزى به او عطا فرمايد . ديدم براى آن شخص كيسه‌اى از خاك به من عطا فرمود و من حيا كردم به آن بزرگوار برگردانم . روانه شدم و به نزديك خانهء آن شخص رسيدم ، ديدم همهء آن خاك ، طلا شده است . آن را به آن شخص دادم و مستغنى شد . فرداى آن روز خدمت حضرت مشرّف شدم و كيفيّت را به عرض آن جناب رساندم . فرمودند : بلى ! به جهت همين مطلب ، آن خاك را به تو دادم . « 3 » اين ناچيز گويد : معجزات و خارق عادات آن بزرگوار در ميان ائمّهء هدى - صلوات اللّه عليهم اجمعين - اظهر و اشيع است . خصوصا معجزاتى كه در حين قدوم آن حضرت از مدينه به خراسان به ظهور رسيد و در اثناى طريق ، اكثر خلق از آن بزرگوار مشاهده كردند .
هامش
( 1 ) . دلائل الامامة ، ص 364 . ( 2 ) . همان ، ص 362 . ( 3 ) . همان ، ص 363 .