تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
الثّناء - مانند معجزات و خارق عادات آباى طاهرين او بسيار است كه قريب به دويست معجزه از آن امام عالميان به عرصهء ظهور رسيده ، از جمله محمد بن جرير از ابراهيم بن موسى روايت نموده ؛ از حضرت على بن موسى الرضا عليهما السّلام نفقه استدعا كردم و به من وعده فرمود ، تا آن‌كه روزى از خانه ، بيرون تشريف آورد . عرض كردم : يا بن رسول اللّه ! ايّام عيد است و چيزى مالك نيستم . ديدم با تازيانهء خود زمين را حكّ شديدى نمود ، دست مبارك را بر آن زده ، سبيكه‌اى از طلا بيرون آورده ، به من داد و فرمود : از آن منتفع شو ولى آن‌چه ديدى ، كتمان نما . « 1 » نيز محمد بن جرير از ابراهيم بن سهل روايت كرده كه خدمت حضرت رضا عليه السّلام مشرّف شدم . به من فرمود : چه چيز نزد تو دلالت بر امامت است ؟ عرض كردم : آن‌كه خبر دهد به آن‌چه ذخيره شده و احياى اموات نمايد . فرمود : أنا أفعل ؛ اما آن‌چه با تو است ، پنج دينار است و اما زوجهء تو يك سال است كه وفات نموده و من همين ساعت احيا مىنمايم تا يك سال ديگر با تو باشد و تو قاطع و جازم باشى بر اين‌كه من بدون ريب امامم . رعب بر من عارض شد . فرمود : خوف را از قلب خود بيرون كن كه ايمن خواهى بود . به منزل خود برگشتم ، ديدم زوجهء من نشسته ، گفتم : به چه سبب زنده شدى ؟ گفت : در بستر لحد خوابيده بودم . شخصى به اين وصف نزد من آمد . چون اوصاف آن شخص را بيان نمود ، ديدم اوصاف امام رضا عليه السّلام است . پس فرمود : اى زن ! برخيز و به سوى خانهء خود برو كه خداى تعالى بعد از موت ، براى تو ولدى مقدّر فرموده . ابراهيم گفت : و اللّه ! خداوند از آن زن فرزندى به من عطا فرمود . « 2 » نيز محمد بن جرير به سند خود از معبد شامى روايت كرده ، گفت : بر حضرت على بن موسى الرّضا عليهما السّلام داخل شدم و عرض كردم : مردم معجزات عجيبهء بسيار از شما نقل مىنمايند . مرا نيز از عجايب آيات خود خبر ده كه آن را براى مردم نقل نمايم .
هامش
( 1 ) . دلائل الامامة ، ص 369 . ( 2 ) . همان .