تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
از قراى مدينه است . پس از آن ، حضرت مكتوبى به من داد و فرمود : در كوفه ، اين مكتوب را به على بن حمزه تسليم نما ! همان ساعت وداع كرده ، متوجّه راه شدم . چون به فيد رسيدم ، جماعتى مستعدّ سفر كوفه بودند . شترى خريدم و با آن جماعت رفيق شدم . وقتى به كوفه رسيدم ، قريب به نصف شب بود . شب نزد اهل و عيال خود رفتم و تحقيق حالات خانه مىنمودم . به من خبر دادند چند روز قبل از آمدن تو ، دزدان به خانه و دكّان تو درآمده بودند . چون صبح طالع شد ، با خود گفتم نماز بامداد كنم ، بعد از آن به خانهء على بن حمزه روم . نماز كردم و اوراد مىخواندم ، ناگاه شخصى در را كوبيد . به تعجيل بيرون آمدم . على بن حمزه را ديدم كه بر در ايستاده ، به او سلام كردم . گفت : يا بكّار ! كتابت مولاى مرا بياور ! آن مكتوب را به وى تسليم نمودم . سر باز كرد ، چون چشمش بر خطّ مبارك آن حضرت افتاد ، ناله و گريه كرد . گفتم : يا بن حمزه ! چه چيز تو را مىگرياند ؟ گفت : از غلبهء شوق ملاقات مولاى خود ، موسى بن جعفر عليهما السّلام و نهايت آرزومندى به ملاقات آن سرور ، مىگريم . سپس گفت : اى بكّار ! به خانه‌ات دزد آمده ، غم مخور كه خداى تعالى آن‌چه از خانه و دكّان تو برده‌اند ، به تو عوض داد . بدان مولاى من و تو و جميع مؤمنان ، امر كرده چهل دينار طلاى احمر به تو بدهم . دست كرد و صرّه‌اى بيرون آورد كه چهل دينار طلاى احمر در آن بود . به من تسليم نمود و كتابت حضرت را براى من خواند . در آن مكتوب نوشته بود : على بن حمزه ، قيمت اسباب بكّار را به او تسليم نما ؛ بهاى آن‌چه برده‌اند ، چهل دينار است . بكّار گويد : چون حساب نمودم ، قيمت آن بلازياده و نقصان ، چهل دينار بود .

[ معجزات حضرت صادق ( ع ) ] 8 مسكة

اما معجزات ظاهرهء حضرت على بن موسى الرّضا - عليه و على آبائه آلاف التّحيّة و
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 431 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي