همچنين معجزاتى كه اكثر خلق در خراسان از به دو ورود تا زمان شهادت او ، بلكه تا زمان دفن آن حضرت ، در موضع قبر شريفش مشاهده كردهاند ، از مشهورات ، بلكه متواترات و معروف بين خاصّه و عامّه است كه احتياجى به نقل آنها نخواهد بود . ولى چنان مناسب ديدم كه سه معجزه از آنها را كه در كتاب خلاصة الاخبار است ، نقل نمايم .
اوّل ؛ احمد بن على بن حسن ثعلبى از ابى احمد بن عبد اللّه بن عبد الرحمن معروف به صفواتى روايت كند : قافلهاى از خراسان به كرمان مىرفت . دزدان ، راه ايشان را گرفتند و ميان ايشان ، مردى بود كه به بسيارى مال متّهم بود . او را گرفته ، دهانش را پر برف كردند و نگاه داشتند تا گويايى او بر طرف شد و بر گويايى قادر نبود . به خراسان بازگشت و خبر امام را شنيده بود و حضرت آن وقت در نيشابور بود . ملول شد ، در خواب ديد خدمت آن حضرت رسيد و او را از علّت خود خبر كرد .
فرمود : از زيرهء كرمانى و سعتر و نمك بگير ، بكوب و دوبار يا سه بار در دهان كن كه از اين علّت خلاص شوى !
آن مرد بيدار شد ، آن خواب را ناديده انگاشت تا به نيشابور آمد .
گفتند : آن حضرت از نيشابور روان شده و در رباط سعد است . از آنجا خدمت حضرت رفت و گفت : يا بن رسول اللّه ! حال من اين است .
فرمود : آيا بر آن تعليم نكردم ، عمل كن آنچه در خواب به تو نموده بودم ؟
گفت : يا بن رسول اللّه ! اگر اعاده كنى ، دور نباشد .
فرمود : زيرهء كرمانى و سعتر و نمك را بگير ، بكوب و دو بار يا سه بار در دهان كن .
مرد گفت : چنان كردم ، صحّت يافتم .
دوّم ؛ از ابى جعفر محمد بن عبد اللّه بن عبد الرحمن همدانى مروى است ، گفت :
وقتى مرا قرض بسيار رسيده ، احتياج بسيار ، روى نمود و مرا از اين محنت ، هيچ مخلص نبود . با خود گفتم ؛ اين درد را جز التفات مولاى من علاج نتواند بود . همان بهتر كه حال خود را به او گويم و دواى خود از او جويم .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 435
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٤٣٥