اعتراض پنجم [ بر ردّ شمس براى امير المؤمنين عليه السّلام آن است كه ترك نماز آن حضرت در وقت نماز ، از روى تعمّد بود يا نسيان ؟ ]
بر ردّ شمس براى امير المؤمنين عليه السّلام آن است كه ترك نماز آن حضرت در وقت نماز ، از روى تعمّد بود يا نسيان ؟
اگر از روى تعمّد ، نماز را ترك كرده باشد ، پس فاسق خواهد بود و نستجير به ، چه آنكه معصيتى بالاتر از ترك نماز نيست ، بلكه ميان ايمان و كفر ، چيزى جز ترك نماز نيست .
اگر ترك نمازش از روى نسيان بوده ، پس على عليه السّلام معصوم نخواهد بود ، حال آنكه عصمت آن جناب ، ضرورى مذهب شما شيعيان است . براى اين اعتراض چند جواب است .
جواب اوّل ؛ شايد بودن سر مبارك حضرت پيغمبر در كنار آن جناب ، براى سقوط نمازش در آن حال ، عذر الهى باشد ، چنانكه فرمود : « انّ عليّا كان في طاعتك و طاعة نبيّك » . بودن در زمين سبخه نيز چنين است ، چنانكه فرمود : وصىّ نبى ، نبايد در اين زمين نماز كند .
جواب دوّم ؛ بعضى گفتهاند : روايت شده ، على عليه السّلام در آن وقت كه سر مبارك پيغمبر در كنار او بود ، نشسته نماز كرد تا ميان طاعت خدا از نماز و تكميل وحى به سوى پيغمبر جمع كند و شايد عبارت « انّ عليّا كان في طاعتك و طاعة نبيّك » اشاره به همين باشد ، پس ردّ شمس از باب كرامت شرافت بوده است .
بعضى گفتهاند : على عليه السّلام در بابل تنها نماز كرد و چون لشكر از نهر عبور نمودند ، دوباره به ردّ شمس با آنها نماز كرد ؛ از باب كرامت يا براى رفع شكّ اصحاب در امر آن جناب .
جواب سوّم ؛ ما را نمىرسد كه در تكليف مظاهر قدسيّهء خداوند سخن بگوييم .
رعيّت نبايد در تكليف پادشاه ، چون و چرا نمايد . چگونه مىشود دربارهء تكليف آنها سخن گفت ، حال آنكه تكاليف ما از ايشان ثابت شده و فرمودهاند : « انّما عليكم أن تسمعوا و تطيعوا » خصوصا دربارهء شخص شريف علوى كه خود خصم ، قبول دارد به