علاوه بر اين ، احتمال دارد ، با دلايلى كه ذكر شد ماه در همان حين در مغرب زمين هم ، طالع نشده بوده ، پس اگر گذشتگان فرنگيان ، شقّ القمر را نديده باشند يقينا به اين جهت است
و امّا جواب اشكال بر معجزهء ردّ شمس براى امير المؤمنين عليه السّلام هم ، از اين بيان ، فهميده مىشود ، چه آنكه هنگام ردّ شمس ، كه عصر بوده است - چنانچه در روايت به آن تصريح شده است - مىتوان گفت در ممالك اروپ و مغرب زمين ، روز بوده ، لذا مردم ملتفت نشدهاند و در ممالك مشرق زمين ، اگر چه اين معجزه نسبت به آنها ظاهرا در شب واقع مىشود ، پس مىتوان گفت يا به واسطهء غفلت مردم و يا به واسطهء پنداشتن آن ضوء را ضوء قمر ، ملتفت نگرديدهاند .
علاوه بر اين در عبارت خبر چنين است : « فإذا الشّمس طلعت في موضعها من وقت العصر » و اين عبارت ، مطلق است . بنابراين مىتوان وقت العصر را بر آخر مرتبهء آن حمل نمود كه نزديك شدن قرص آفتاب به افق است ؛ اگر نگوييم بر بين الغروب و المغرب محمول است .
بديهى است در آن وقت ، نه قرص آفتاب چندان نمايان ، نه در مرئى و منظر مردمان و نه روشنى آن چندان معلوم است و اين حمل ، با صداى شديد نمودن آفتاب ، در وقت برگشتنش - چنانچه در بعضى از اخبار ردّ شمس است - منافاتى ندارد ؛ كما لا يخفى على ذوى النّهى .
وجه سوّم ؛ چه ضرر دارد ، بگوييم شايد در آن وقت از اين امر به مردم غفلت دست داده باشد ، چنانچه بعضى به همين كيفيّت ، دفع اعتراض نمودهاند .
فرق ميان غفلتى كه اينجا ادّعا مىشود با غفلتى كه در وجه دوّم معتبر بود ، عموم و خصوص است ، كما هو الواضح .
وجه چهارم ؛ چه ضرر دارد ، بگوييم ردّ شمس را همه ديده باشند ، ولى معاندين از راه عناد آن را كتمان كرده باشند ، چنانكه جمعى قضيّهء غدير خم را انكار نمودند .
« و نعم ما قال الشّيخ الجليل الشّيخ يونس البياضي في كتاب صراط المستقيم
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 394
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٣٩٤