مىخورانيد .
آنگاه فرمود : اى فرزند من ! به سخن درآى و تكلّم نما !
آنگاه حضرت صاحب الامر عليه السّلام فرمود : « أشهد أن لا إله الّا اللّه . . . » ، تا آخر آنچه به اين روايت گذشت . بعد از آن اين آيه را تلاوت فرمود
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ *
تا قول خداوند ،
ما كانُوا يَحْذَرُونَ
« 1 »
روايت حضينى : « 2 » بعد از تلاوت اين آيه ، حضرت به آن جناب فرمود : اى فرزند من ! بخوان ، آنچه را كه خداوند بر پيغمبران و رسولان خود نازل فرمود .
پس به صحيفههاى آدم عليه السّلام ابتدا فرمود و آن را به زبان سريانى خواند و كتاب نوح ، هود ، صالح و صحيفههاى ابراهيم عليهم السّلام ، تورات موسى ، زبور داود ، انجيل عيسى و فرقان جدّم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را خواند . آنگاه قصّهء پيغمبران و مرسلين را تا عهد خود نقل فرمود .
[ چهل روز پس از ولادت ] 7 مسكة
روايت اوّل : حكيمه خاتون گفت : چون چهل روز گذشت ، حضرت حجّت عليه السّلام را برگرداندند و امام حسن عليه السّلام مرا طلبيد ، چون به خدمتش رسيدم ؛ ناگاه آن كودك را ديدم كه پيش روى او راه مىرفت .
گفتم : اى سيد من ! اين ، پسر دو ساله است ؟
حضرت تبسّم كرد و فرمود : به درستى كه فرزندان انبيا و اوصيا عليهم السّلام هرگاه ائمّه باشند ، نشوونما مىكنند به خلاف آنچه غير ايشان نشوونما مىكند . همانا كه كودكى از ما ، هرگاه يك ماه بر او گذشت ، مانند كسى است كه يك سال بر او گذشته باشد و
هامش
( 1 ) . سوره قصص ، آيه 6 - 5 .
( 2 ) . الهداية الكبرى ، ص 356 .