دوازدهم ، « 1 » ضمن ابواب متعلّق به حالات حضرت جواد عليه السّلام روايت نموده ، چنين معلوم مىشود كه ائمّهء طاهرين عليه السّلام ، نوعا داراى اين علامت بودهاند ، چنانكه در آن روايت است كه حسن بن جهم گويد : حضرت جواد عليه السّلام طفل بود و ما خدمت حضرت رضا بوديم كه او را صدا زد ، در دامن من نشانيد و فرمود : او را برهنه كن .
چون پيراهن او را كندم ؛ گفت : ما بين دو كتف او را ببين !
نگاه كردم ، نشانهاى شبيه مهر انگشتر پشت شانهء آن طفل ديدم . سپس حضرت رضا فرمود : همين نشانه در همين موضع پدرم بود و حال ، در خودم مىباشد .
جوابش اين است : علامت پشت شانهء آن بزرگواران ، بر دو قسم است : يكى ، نسبت به تمام ايشان عامّ است ، چنانكه در روايت حسن بن جهم ، ايمايى بر آن است و ديگرى خاصّ حضرت بقية اللّه است كه ديگران از ائمّهء طاهرين ، آن را نداشتهاند .
آنكه عامّ است ، شبيه مهر انگشتر بوده ، بهخلاف آنكه مخصوص آن حضرت است ، چه آن شبيه مهر ختم نبوّت مىباشد كه در پشت جدّش رسول خدا بوده .
شاهد بر اين دعوى ، روايت علوى است كه آن را در كتب معتبره ، عموما و در نجم ثاقب ، خصوصا نقل فرمودهاند . چه در آن كتاب ، ذيل فصل اوّل باب سوّم كه منعقد است براى بيان شمايل حضرت امام عصر عليه السّلام ، مىفرمايد در علوى است : « عظيم مشاش المنكبين » ؛ سر استخوان كتف شريفش بزرگ است .
« و بظهره شامّتان : شامة على لون جلده و شامة على شبه شامّة النّبىّ » ؛ « 2 » در پشت مباركش ، دو نشانه و علامت است : يكى به رنگ بدن شريفش و ديگر شبيه علامتى كه در كتف مبارك حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله بود .
در روايت باقرى يا صادقى ، به يكى از اين دو علامت تصريح شده و ممكن است آن ، همان علامت عامّهء امامت باشد ، چنانكه در همان كتاب است كه در صادقى يا باقرى
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 50 ، ص 23 .
( 2 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 653 ؛ بحار الانوار ، ج 51 ، ص 35 ؛ الخرائج و الجرائح ، ج 3 ، ص 1150 .