است : « شامّة بين كتفيه » . « 1 »
در اين روايت ، چيز ديگرى است كه ظاهرا آن را از خصايص آن جناب نشمردهاند ، حال آنكه به حسب تتبّع و سير در اخبار و آثار آن ، از خصايص آن حضرت است ، چه در آن است : « من جانبه الأيسر تحت كفّيه ورقة مثل ورقة الأس » ؛ « 2 » يعنى از طرف چپ ، زير دو كتف مباركش ورقى ، مثل برگ درخت مورد است .
اين ناچيز ، كيفيّت مهر نبوّت حضرت ختمى مرتبت را به طريق تفصيل و اطناب و به نحوى كه در غير آن كتاب يافت نمىشود ؛ در موهبت سيزدهم از شعاع دوّم از نور اوّل كتاب انوار المواهب بيان نمودهايم ، مراجعه شود .
تذييل فيه تضليل :
بدان از جمله خرافات صوفيّهء غويّه و لا سيّما منتسبين به طايفهء سنيّه كه به آن اضلال انام نموده و بدين واسطه ، جلب حطام از عوام مىنمايند ، اين است كه محى الدّين بن العربى ، خاتم ولايت محمديّه است و علامت ختم ولايتش آن بود كه ميان دو كتف او در آن موضع كه براى پيغمبر ما علامت بود ، براى او هم علامت بود .
چنانچه استادنا المحدّث النّورى - عطّر اللّه مرقده - در نجم ثاقب از ميبدى ، در شرح ديوان « 3 » حضرت ولايت مآب نقل فرموده : او از شرح نصوص جندى نقل كرده كه محى الدّين مزبور ، در اوّل محرّم در اشبيليّه از بلاد اندلس به خلوت نشست ، نه ماه طعام نخورد و در اوّل عيد ، به بيرون آمدن ، مأمور شد و بيشتر شد به اينكه خاتم ولايت محمديّه است و گفته :
از دلايل ختميّت او آن بود كه ميان دو كتف او در آن موضع كه براى پيغمبر ما صلّى اللّه عليه و آله و سلّم علامت بود ، براى او هم علامت بود ، لكن در گودى عضو ، نه مثل آنكه در برآمدگى
هامش
( 1 ) . الغيبة ، نعمانى ، ص 216 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام ، ص 142 .