بود . اشاره به اينكه علامت ختميّت نبوّت ، ظاهر و فعلى و ختميّت ولايت ، باطنى و انفعالى است .
اين ناچيز گويد :
اوّلا ؛ طايفهء غبيّهء صوفيّه - خذلهم اللّه - و به خصوص ، سنيّهء ايشان در مقام ترويج از رؤساى خود بىاختيارند و كرامات و خوارق عاداتى به آنها نسبت مىدهند كه كذب محض و فريهء بيّن است ، چنانكه بر مراجعين كتب اين طايفه ، اين مطلب كالشّمس في رائعة النّهار ، هويدا و آشكار است و اين مورد هم ، يكى از آن موارد است .
ثانيا ؛ بر فرض صحّت اين نسبت ، همانا اين نمايشى از شيطان لعين بوده كه محض اضلال و اغوا ، چنين نمايشى را بر مردم ، ميان دو كتف او داده ، چنانكه در وادى تبوك به ابو محمد خفّاف ، عرش الرّحمن را نمايش داد كه ابو محمد مدّت مديدهاى او را ستايش و سجده نمود .
چنانچه در كتاب راحة الرّوح در شرح حديث مثل اهلبيتى كمثل سفينة نوح كه از طبع خارج شده ، نوشتهام : بالاترين اضلالات شيطان ملعون آن است كه خود را در مقابل خداوند بىچون و توبيخ معبود قرار مىدهد
أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ
« 1 » جهارا و بالعيان ، دامنگير عابدين او مىشود .
چنانچه جامى در كتاب نفحات الانس « 2 » خود از ابو محمد خفّاف نقل كرده : او با مشايخ شيراز ، يك جا نشسته بودند ، سخن در مشاهده مىرفت و هركس به قدر حال خويش سخنى مىگفت . مؤمّل جصّاص به ابو محمد خفّاف كه خاموش بود ، گفت : به هر حال تو هم سخنى بگو !
ابو محمد گفت : آنچه شما گفتيد ، حدّ علم بود ، نه حقيقت مشاهده ، حقيقت مشاهده آن است كه حجاب منكشف شود و او ؛ يعنى خدا را بالعيان ببينى .
هامش
( 1 ) . سورهء يس ، آيه 60 .
( 2 ) . نفحات الانس من حضرات القدس ، ص 251 .