انتباه الى اشتباه :
بدان در اين مقام براى وزير كبير نقّاد ، ابى الحسن صاحب بن عبّاد ، در كتاب محيط ، در لغت عرب ، مشتمل بر هفت جلد و گرنه بر ده جلد ؛ چنانكه در طبقات سيوطى است ، اشتباهى حاصل شده است . چه در آن كتاب ، بنابر نقل استادنا المحدّث النّورى گفته : « الشّتون الليّنة من الثّياب الواحدة الشتن و روى الحديث فى صفة النّبى ، انّه كان شتن الكفّ بالتّاء ، أى بالمعجمتين الفوقانيّتين و من رواه بالثّاء ، أى المثلّثه فقد صحّف » ؛ يعنى شتون نرم از جامهها و مفرد آن شتن است .
در خبر روايت شده در خبر كه در صفت پيغمبر رسيده : آن جناب ، شتن با تا بود و كسى كه آن را با ثا روايت كرده ، لفظ حديث را غلط ضبط كرده و در اين كلام خود خطا را به عامّهء روات اين خبر ، و به تمامى محدّثين و لغويّين اسناد داده است ، حال آنكه در اين فرمايش براى خودش دو خطا حاصل شده :
اوّل
آنكه ملتفت نشده لغويّين ، شتن به تا و شثل به ثا و لام را مثل شثن به ثا ، زبر و غليظ و خشن معنى نمودهاند ، چنانكه در محيط المحيط در لغت شتن گفته : « و رجل شتن الكفّ ، أى شثنها بالثاء المثلّثه » .
اتّفاق لغويّين است كه شثن به ثاى مثلّثه ، به معنى خشونت و غلظت است ، چنانكه در همان جاست : « الشّثن الغليظ ، يقال : هو شثن الأصابع أى غليظها كشثلها باللّام » .
در المنجد است : « شثلت شثلا و شثلت شثوله اصابعه خشنت و غلظت ، فهو شثل الاصابع قدم ششلة غليظة اللّحم » . و شتن به تاء را اصلا عنوان ننموده .
در مصباح المنير است : « رجل شثن الأصابع وزان فلس غليظها و قد شثلت الأصابع من باب تعب اذا غلظت من العمل و شثل باللّام ، مكان النّون على البدل » ؛ در اين كتاب نيز شتن به تاء را اصلا عنوان ننموده .
در معيار اللّغه است : « شتن الكفّ كعدل غليظها و خشنها » .