مردان ، پسنديده است ، زيرا اين براى قبض كردن ايشان اشدّ است ؛ يعنى براى گرفتن چيز كه شغل مردان است ، اين صفت معيّن و در زنان مذموم است .
بايد دانست : اين صفت منحصر به حضرت رسول نبوده ، بلكه دربارهء حضرت امير المؤمنين عليه السّلام نيز ، به همين عبارت وارد شده ، چنانكه شيخ مفيد در ارشاد روايت كرده : چون آن جناب به قصد قتال اهل بصره از مدينه بيرون آمد ، وارد ربذه شد و آخر حاجّ به آنجا ملحق شد و جمع شدند تا كلام آن حضرت را بشنوند . سپس مىفرمايد :
ابن عبّاس در خيمهاى داخل شد كه آن جناب بود و عرض كرد : آيا رخصت مىدهى من سخن بگويم ؟ اگر نيك باشد ، از جانب جناب تو ، و گرنه از طرف من باشد .
فرمود : نه ، من خود سخن مىگويم .
ابن عبّاس گويد : آنگاه دست مبارك را بر روى سينهء من گذاشت .
« و كان شثن الكفين فالّمنى » ؛ كفهاى مبارك چون زبر و غليظ بود ، مرا به درد آورد .
علاوه بر طبق فرمودهء حضرت رسول كه فرموده : شمايل مهدى ، شمايل من است ، لذا مستلزم آن است كه اين صفت شثن الكفّ را حضرت بقيّة اللّه هم دارا باشد .
مخصوصا همين عبارت دربارهء كفهاى مبارك آن خليفة اللّه هم وارد شده ، چنانكه در كمال الدّين از يعقوب بن منقوش مروى است كه گفت : بر ابى محمد حسن بن على عليهما السّلام داخل شدم ، آن جناب بر سكّوى در خانه نشسته بود و طرف راست آن جناب ، اطاقى بود كه بر آن پرده آويخته بود .
گفتم : اى سيد من ! صاحب اين امر كيست ؟
فرمود : پرده را بلند كن ! پرده را بالا كردم ، پسرى پنج ساله به سوى ما بيرون آمد .
آنگاه شمايل آن جناب را ذكر كرده تا اينكه مىگويد : آن حضرت شثن الكفّين بود و در نسخ با ثا مضبوط است و علّامهء مجلسى رحمه اللّه در بحار ، آن را به غلظت ، تفسير فرموده است .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 241
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٢٤١