[ نرمى كف دست حضرت رسول ( ص ) و حضرت مهدى ( ع ) ] 4 مسكة
بدان در اخبار كثيره كه در كتب عامّه و خاصّه ضبط شده وارد است ؛ حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : مهدى شبيهترين مردم به من ، در خلق و خلق است و به روايتى فرمود : شمايل او ، شمايل من است . از جمله شمايل حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله اين است كه جنابش « شثن الكفّين » بوده ؛ يعنى كفهاى مباركش زبر و غليظ بود .
در خبر يعقوب بن منفوش در وصف حضرت حجّت است : « واضح الجبين ، ابيض الوجه ، درّى المقلتين ، شثن الكفّين ، معطوف الرّكبتين » .
در مجمع البحرين است : « في وصفه شثن الكفّين و القدمين بمفتوحة فساكنة ، أى انّهما يميلان إلى الغلظ و القصر ، قيل : هو الّذى في انامله غلظ بلا قصر و يحمد في الرّجال لأنّه اشدّ لقبضهم و يذمّ في النساء و قد شثنت الأصابع من باب تعب إذا غلظت » .
در محيط المحيط است : « شثنت كفّه تشثن شثنا و شثنت تشثن شثونة خشنت و غلظت و البعير غلظت مشافره من رعى الشوك الشّثن الغليظ يقال : هو شثن الأصابع ، أى غليظها كشثلها بالّلام » .
عامّه محدّثين و شرّاح اخبار و ساير ارباب ، لغت ، لفظ شثن را با ثاء روايت كرده و ضبط نموده و آن را به غلظت معنى فرمودهاند .
شيخ صدوق در معانى الاخبار بعد از اينكه تمام خبر شمايل حضرت رسول را نقل نموده ، مىفرمايد : از ابى احمد حسن بن عبد اللّه بن سعيد عسكرى تفسير اين خبر را سؤال كردم .
گفت ؛ تا اينكه در شرح شثن الكفّين مىگويد : يعنى كفهاى مبارك آن حضرت خشن و زبر بود و عرب ، مردان را به زبرى و زنان را به نرمى كف مدح مىكند .
ابن اثير در نهايه در معنى شثن الكفّين مىگويد : يعنى دو كف مباركش به غلظت و كوتاهى مايل بود و بعضى گفتهاند : در انگشتانش غلظتى بود بدون كوتاهى و اين ، در