چنانكه اين مطلب ، مشاهد و محسوس است ، همچنين در به دو ظهور آن حضرت ، تا برههاى از زمان ، مردم جوقهجوقه ، دستهدسته و طايفه بعد طايفه ، به آن بزرگوار ايمان آورند و بعد از انتشار اسم مبارك و شيوع صيّت ظهور موفور السرورش ، تمامى مردم به او ايمان آورند .
وجه سوّم [ زمان فجر و زمان ظهور هر دو زمان شريفى است ]
آنكه چنانچه وقت طلوع فجر بما هو ، وقت شرفى است ، چه بنابر مضمون جلىّ از اخبار ، از ساعات بهشت محسوب مىشود ؛ همچنين زمان ظهور آن بزرگوار هم ، زمان شريفى است و شرافت آن به درجه و مرتبهاى است كه مردم با نظر كردن بر كف دستهاى خود ، احكام الهيّه را دريابند و عالم گردند .
وجه چهارم [ طلوع فجر و طلوع ظهور را طايفهاى از مردم مواظبند نه همه ]
آنكه چنانچه هميشه زمان طلوع فجر را طايفهء خاصّهاى از مردم ، يعنى صائمين و متهجّدين و مستغفرين در اسحار مراقب و مواظباند ؛ همچنين طلوع آن فجر حقيقى را هميشه طايفهاى از خلايق ، مترصّد و مترقّباند و آنها منتظرين فرج و ظهور آن بزرگوارند .
وجه پنجم [ فجر صادق و كاذب دارد ظهور هم كاذبان و صادقان ]
آنكه چنانچه فجر ، دو طلوع دارد ؛ يكى به نحو استطاله كه از آن به كاذب و ديگرى به نحو استطاره كه از آن به صادق تعبير مىشود ؛ همچنين ، بسيار متمهّديان كاذب پيدا شده و مىشوند كه مقدّمة الجيش مهدى صادقاند ، يا بگو آن بزرگوار دو طلوع دارد ؛ يكى در مكّهء معظّمه به هيأت شبان با چند رأس گوسفند لاغر كه - و اللّه يعلم - هيأت و وضع آن بزرگوار با آن گوسفندان لاغر نزار ، از منصب واقعى و صورت اصلى شيعيان كشف مىنمايد كه به واسطهء ابتلاى ايشان به شكنج ظلم و جور ظالمين و