در غير التجا ، او را غوث ننامند و چون قطب از القاب خاصّهء آن بزرگوار است ، پس غوث هم از القاب خاصّهاش خواهد بود .
در محيط المحيط است : الغوث عند اهل السّلوك ، هو القطب حينما يلتجى إليه و لا يسمّى في غير ذلك الوقت ، غوثا .
[ فجر ] 10 مسكة
بدان يكى از القاب آن بزرگوار ، فجر است ، چنانكه شيخ جليل شرف الدّين نجفى در كتاب تأويل الآيات الظّاهره « 1 » از حضرت صادق عليه السّلام روايت نموده : مراد از فجر در قول خداوند كه فرموده :
وَ الْفَجْرِ * وَ لَيالٍ عَشْرٍ
« 2 » ، وجود مقدّس حضرت بقيّة اللّه ، قائم آل محمد ( عج ) است .
در سرّ اين تأويل - و اللّه يعلم - ده وجه به نظر اين عبد ذليل رسيده است :
وجه اوّل [ طلوع فجر بر طرف كننده ظلمت شب و ظهور بر طرف كننده ظلمت ظلم ]
آنكه چنانچه وقت طلوع فجر ، غسق ليل و ظلمت شب بر طرف و عالم روشن مىگردد ؛ همچنين وقت طلوع و ظهور آن وجود مقدّس ، ظلمت ظلم ظالمين كه دربارهء آن ، الظّلم ، ظلمات يوم القيمه ، وارد شده است ، از معصوم عليه السّلام زدوده و عالم به واسطهء انتشار نور معدلت آن بزرگوار ، روشن و نورانى مىشود .
وجه دوّم [ هنگام فجر كمى از مردم در حركتند هنگام ظهور هم كمى از مردم به او مى پيوندند ]
آنكه چنانچه از وقت طلوع فجر تا زمان طلوع شمس ، خلايق فى الجمله بعضى از آنها در سير و حركتاند و بعد از طلوع آفتاب ، نوعا در سير و حركت مىباشند ؛
هامش
( 1 ) . تأويل الآيات الظاهرة ، صص 767 - 766 .
( 2 ) . سوره فجر ، آيات 1 و 2 .