بنابراين آن وجود مبارك در مقام قوس نزولى و انذار خلقى ، موجود و مبعوث شده و وظيفهء او ، انذار قوس نزولى بوده كه خلايق را به حدّ كمال برساند و ايشان را از اوراث قوس نزولى به جانب قوس صعودى ميل دهد .
غاية الأمر ، اكمل و اشرف از تمام سائقين انبيا و مرسلين گرديده ، لكن وظيفهء او از انذار خارج نشده ، منتهى المقال در مرتبهء كمال از انذار واقع شده . لذا فرموده : « بعثت لأتمّم مكارم الأخلاق » « 1 » .
بعد از او جز به رسم نيابت و خلافت مقامى براى انذار نمانده ، چنانچه وظيفهء اوصيا و خلفاى او گرديده . لذا به « لا نّبى بعدى » اظهار نموده و امر نبوّت را بعد از خود منقطع ساخته ، براى آنكه مرتبه و مقامى براى انذار نماند .
او تمام مراتب انذار را كامل كرده ، عموم احكام ظاهرى كه راجع به مقام قوس نزول است را به سرحدّ كمال رسانده و ذرّهاى از آن فروگذار نكرده . پس مقام نبوّت كه وظيفهء او انذار بوده ، منقطع شده و آن وجود مبارك خاتم الانبيا گرديده است .
امّا خاتم الاوصيا ، قدم در مقام قوس صعود نهاده كه مقام ميل كثرت به سمت وحدت است . لذا كثرات را منهزم ساخته ، تمام اديان را مضمحل نموده و دين را منحصر به دين مىكند . تمامى امم مختلف را ، امّت جدّ خود قرار مىدهد ، همهء خلايق را موحّد مىكند و الّا به قتل مىرساند ؛ براى آنكه مرتبهء رجوع كثرت به سمت وحدت ، تعدّد برنمىدارد .
لذا خاتم الأوصيا كه وظيفهاش سوق از كثرت به وحدت شده ، واحد گرديده و وصىّ بعد از او معقول و منقول نشده است .
از اينجا هويدا گرديد : در عهد او ، باطن احكام بروز مىكند ، ادوار سابقين منقلب مىشود . احكام او ، مثل احكام جديد و تازه مىماند ، زمين اثقال خود را بيرون مىريزد ، اموات سر از قبور بيرون مىآورند و ملايكه صعود و نزول مىكنند .
مقام و ترى الأرض غير الأرض مشاهده مىشود ، معين و ياور او ملايكه مىشوند .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 16 ، ص 210 ؛ ج 67 ، ص 372 .