إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا
« 1 » گواهى مىدهد و لحاظ ديگر به اعتبار صعود از خلق به سمت حق شده ، چنانچه آيهء :
كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ
« 2 » شاهد مىشود .
در لسان اساطين حكما و متكلّمين اين دو اعتبار به قوس نزول و قوس صعود تعبير مىگردد و در مقامش مقرّر شده ، چنانچه مرارا در اين مختصر اشاره گرديده تمام موجودات در مقام نزول خود ، سائق و هادى و منذر لازم دارند .
آيهء
أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ
« 3 » ، بر اين اشاره ، شاهد قوى مىشود و در مقام صعود هم ، سائق و هادى و پيشوا مىخواهند كه سبل ايشان گردد .
آيهء شريفهء
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا
« 4 » ، به اعتبار تأويل و معنى بر اين ادّعا گواهى مىدهد . خفا ندارد كه سائقين و منذرين در مراتب نزوليّهء مخلوقات ، انبيا و اوصياى ايشان بودند .
از آنجايى كه مراتب نزوليّهء مقام ، وحدت در كثرت بود ، هادين و منذرين متعدّد لازم شد كه خلق را به حسب استعدادهايشان به سوى حق سوق نمايند ، به همان تفصيل كه در اشارات متعدّد اين مختصر ، توضيح يافته . از اشارت سابقه و توضيحات واضحه گذشت كه وجود ختمى مرتبت ، حضرت محمد بن عبد اللّه صلّى اللّه عليه و آله ، اكمل و اشرف و افضل از تمام سائقين و منذرين بوده ، بلكه مدار و مرجع تمام ايشان شده ، همهء آنها از آن چشمهء حيات ، آب خورده ، بلكه چنانچه گذشت ، مناط خلقت عالم و عالميان بوده ، همه به وجود او خلق شده و علوم را من السّماء الى الثّرى از او آموختهاند ، تمام سابقين از انبياى مرسلين و اوصياى مرضيّين ، مقدّمهء وجود او بودند كه مخلوق را براى انذار او مستعدّ كنند .
هامش
( 1 ) . سوره فرقان ، آيه 45 .
( 2 ) . سوره اعراف ، آيه 29 .
( 3 ) . سوره رعد ، آيه 7 .
( 4 ) . سوره عنكبوت ، آيه 69 .