مادّيات ، محسوس نمىگردد و مادّيات ، قابليّت ادراك و احساس او را ندارند ، مگر آنكه خود را تلطيف كنند ، جانب ربوبيّت خود را ترقّى دهند و نحوهء ماديّت خود را ضعيف سازند تا قابليّت ادراك آن وجود را پيدا كنند يا مصلحت خدايى تعلّق گيرد كه آن حضرت ، خود را به صورت خلقى و مادّى جلوه دهد ، براى آنكه مخلوقات ، ماديّت او را احساس كنند . مانند ظهور ناقهء صالح و حضرت عيسى عليه السّلام با آنكه از مجرّدات و اهل عالم امر بودند ، ولى در انظار ، محسوس گرديدند .
احاديث خفاى آن وجود ، از مخلوق آن زمانه ، حتى از بعض اهل خانه و ظهور او براى بعض أجلهء خارجه ، اگر چه از بلاد بعيده بوده باشد ، به اين دعوى گواهى مىدهد .
از جملهء نكات ، شايد اين باشد كه آن حضرت ، شاغل حيّز نمىشود و به موجب متعارف مخلوق مادّى حركت نمىكند ، تمام حركاتش بر خارق عادت مىباشد كه به حسب متعارف بشرى ، استبعاد دارد ، به شؤون مجرّدات رفتار مىكند ، آثارش نظير ملايكه ، بل ، عقول محضه مىپروراند ، چنانچه مثل جدّش سايه ندارد .
اخبارى كه بر خفاى حمل آن حضرت دلالت نموده و كسى از مادرش حمل او را مشاهده نكرده و احتمالش را هم نداده ، با آنكه متعارف از حمل مادّيات ، آثار ظاهرهء مشهوده دارد و شكم مادر را پر مىكند ؛ هركس به او ، ملتفت مىشد ؛ در حمل او ، اين آثار و شواهد را نمىديد ، حتى حضرت حكيمه خاتون با آنكه امام به او فرموده ، از ولادت او خبر داده و او از آن حضرت ، از مادرش كه از كدام يك از جوارى بايد متولّد شود ، سؤال نموده ، چون در تمام جوارى آن حضرت ، آثار حملى مشاهده نكرده ، بلكه ولادت حضرت تا وقت سحر قدرى طول كشيده و حكيمه خاتون به شكّ افتاد ، دليل بر اين مدّعا خواهد بود .
از جملهء نكات ، شايد اين باشد كه آن حضرت از مصاديق مجرّدات مىباشد ؛ در حيات ، بقاى ابدى يا طولانى دارد و بقاى او ، موقوف به بقاء اللّه مىباشد ، نه به ابقاء اللّه و لو لا المانع ، مانند ملايكه و مجرّدات مىماند . اخبار طول غيبت او ، بر اين گواهى مىدهد .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 118
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص١١٨