خواصّ و نكاتى اشاره دارد . هرچند اين لقب به اين معنى به آن حضرت اختصاص ندارد ، بلكه در حقّ خاتم الأنبياء و ائمّهء هدى و نيز در حقّ تمام انبياى اولو العزم جريان دارد . حتى ممكن است دربارهء غير اولو العزم از ساير انبيا و اوليا تصوير شود .
حاصل از جملهء نكات ، شايد اين باشد كه آن وجود ، خارج از مادّيات و داخل در مجرّدات است . براى او عوائق و موانع در عالم مادّيات نخواهد بود ، تمام عوالم مادّيات را به طرفة العين ، سير خواهد نمود ، به تمام وقايع و حوادث آن ، مطّلع و مستحضر خواهد شد و بما كان و ما يكون آن ، عالم خواهد بود .
شبهه نشود كه وجود امام چگونه از عالم امر و در عداد مجرّدات است ؛ حال آنكه او بشر و در عداد مخلوقات ناسوتى است و الّا با اساس مذهب ، منافى است . براى آنكه در محلّش مقرّر شده ، مناط و مدار شيئيّت شىء ، به جهت غلبه و رجحان او است .
بديهى است در وجودات معصومين ، غلبه با جهت امرى است نه خلقى و مادّى . لذا ظهورات آثار امرى ايشان ، زياده از ظهورات آثار خلقى است . براى آنكه خفاى ولادت و حمل ، از آثار عالم امر است ، بههيچوجه ديده نمىشوند و دفعتا به دنيا مىآيند ، خود را مصداق آيهء
وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ
« 1 » ، قرار مىدهند .
مانند ناقهء صالح و وجود حضرت عيسى عليه السّلام كه بغتتا به دنيا آمدند و به آيات اللّه معروف شدند . پس از رجحان جانب امريّت ، شبهه نمىماند كه ايشان نسبت به مادون خود و عالم خلق ، عايق ندارند .
از جملهء نكات ، شايد اين باشد كه او از سنخ مجرّدات و مقام او ، فوق عوالم مادّيات است . ميان ملايكه سير مىكند ، خود را به آنها محشور مىسازد ، با آنها انس و الفت مىگيرد و نشوونما مىكند . اخبارى كه بعد از تولّدش ، حضرت عسكرى عليه السّلام او را به مرغها سپرده ، چهل يوم مرغها بر سر او صف كشيده و چهل يوم او را معاودت دادهاند ، بر اين ادّعا شهادت مىدهند .
از جملهء نكات ، شايد اين باشد كه آن حضرت از مجرّدات مىباشد ، در نظر مخلوق
هامش
( 1 ) . سوره قمر ، آيه 50 .