امّا در غيبت صغرى ، كه بسيارى ديدند و به خدمتش رسيدند و اسامى ايشان در كتب ثبت و ضبط شده .
امّا در غيبت كبرى ، پس همه معترفاند به جواز مشاهده به نحوى كه در حين ديدن نشناسند و لكن پس از آن معلوم شود . بلكه در باب آينده ثابت خواهيم كرد جواز آن را با دانستن براى خواص و كمتر كسى است كه ذكر احوال آن جناب كرده و از آن رقم حكايات ، چيزى ذكر نكرده باشد . بلكه از اهل سنّت دعواى رؤيت آن جناب كردند در غيبت صغرى و كبرى كه از شرم ذكر آن ، ذهبى و ابن حجر بايد سر به زير افكنده و انگشت ندامت به دندان گيرند .
ملاقات شيخ حسن عراقى در شام امام عصر عليه السّلام را
شيخ عبد الوهّاب بن احمد بن على الشعرانى در كتاب لواقح الانوار في طبقات السادة الاخيار كه در آخر كتاب ، آن را لواقح الانوار القدسيّة في مناقب العلماء و الصوفيّة نام نهاده ، گفته :
از جملهء ايشانند شيخ صالح عابد زاهد ، صاحب كشف صحيح و حال عظيم ، شيخ حسن عراقى ، مدفون بالاى تپّهء مشرف بر بركهء رطلى « 1 » در مصر ، زندگانى كرد قريب صد و سى سال .
داخل شدم بر او يكدفعه ، من و سيّد من ، ابو العباس حريثى . پس گفت : خبر دهم شما را به حديثى كه بشناسيد به آن ، امر مرا از آن حين كه جوان بودم تا اين وقت ؟
پس گفتم : آرى .
گفت : من جوان امردى بودم كه در شام ، عبا مىبافتم و من مسرف بودم بر نفس خود ، يعنى مشغول معصيت بودم . پس داخل شدم روزى در جامع بنى اميّه . پس ديدم شخصى را كه بر كرسى نشسته و سخن مىگويد در امر مهدى عليه السّلام و خروج او .
پس سيراب شد دلم از محبت او و مشغول شدم به دعا كردن در سجود خود كه خداى
هامش
( 1 ) . بركه : حوض