خوابيدن عبود سياه خطاب هفت سال
از طرايف حكايات مخالفين چيزى است كه فيروزآبادى در قاموس « 1 » نقل كرده در باب عين گفته : عبود « مثل تنور » مردى است بسيار خواب كه هفت سال در جاى هيزمكشى خود در خواب بود و در حديث معضل « 2 » است كه اول كسى كه داخل بهشت مىشود ، عبد اسودى است كه او را عبّود مىگويند و سبب آن ، اينكه خداوند عزّ و جلّ پيغمبرى را فرستاد به سوى اهل قريه . پس ايمان نياورد به او احدى ، مگر اين سياه و اينكه قوم ، او چاهى براى او كندند .
پس آن پيغمبر را در آن چاه گذاشتند و روى آن را با سنگى گرفتند . پس اين سياه بيرون مىرفت و هيزم مىكند و هيزم را مىفروخت و به آن ، طعام و شرابى مىخريد . آنگاه مىآمد نزد آن چاه .
پس خداوند او را اعانت مىكرد در برداشتن آن سنگ . پس آن را برمىداشت و آن طعام و شراب را براى او سرازير مىكرد .
آن سياه ، روزى هيزم كند . پس نشست كه استراحت كند . پس به طرف چپ خود افتاد .
پس خوابيد هفت سال . آنگاه بيدار شد و اعتقاد نداشت مگر آنكه ساعتى از روز خوابيده .
پس هيزم خود را برداشت و به آن قريه آورد و فروخت . آنگاه به نزد چاه رفت . پس پيغمبر را در آنجا نديد و آن قوم پشيمان شده بودند و آن پيغمبر را بيرون آورده بودند .
پس آن پيغمبر از حال آن سياه سؤال مىكرد . مىگفتند كه ما نمىدانيم او در كجاست . پس به او مثل مىزنند براى كسى كه بسيار مىخوابد .
زمخشرى در ربيع الابرار به اين حكايت اشاره كرده و در اين حكايت ، جوابى است از همه استبعادات ايشان ؛ چه ماندن سياهى هفت سال بىآب و نان در زير آفتاب و باد و باران و محلّ استطراق جانوران و درّندگان ، زنده و سالم به مراتب اعجب است ، از بقاى
هامش
( 1 ) . القاموس المحيط ، ج 1 ، ص 311 .
( 2 ) . حديث معضل حديثى كه در سند آن نام دو راوى يا بيشتر افتاده باشد .