در ايّام غيبت صغرى وكلا و نوّاب مخصوصى داشت كه اموال در نزد ايشان ، جمع مىشد و حسب دستور العمل آن جناب ، صرف مىكردند و به آنها امر و نهى مىفرمود و توقيع مىفرستاد و در اماكن مخصوصهء آنها و غير آنها ، خدمت آن جناب مىرسيدند و در غيبت كبرى محل استقرار آن جناب بر همه كس مخفى است .
لكن در موسم حج حاضر و در شدّتها و تنگىها از مواليان خود ، دستگيرى مىكند ؛ چنان چه شمّهاى از آن ذكر شد .
چگونه مىگويند آن جناب در سرداب است و در هر عيد و جمعه در دعاى ندبه معروفهء معتبره مىخوانند كه : كاش من مىدانستم كه تو در كجا مستقر شدى ؟ آيا در رضوى يا ذى طوى يا غير آنها ؟ و رضوى كوهى است در مدينه و ذى طوى موضعى است قريب مكّه و در خطب خود در ذكر القاب آن جناب مىخوانند كه : « الغائب عن الابصار و الحاضر في الامصار الذي يظهر في بيت اللّه ذي الاستار و يطهّر الارض من لوث الكفّار . »
در غيبت شيخ نعمانى « 1 » مروى است از جناب صادق عليه السّلام كه فرمود : مىباشد از براى صاحب اين امر ، غيبتى در بعضى از اين درها و اشاره فرمود به دست خود به سوى ناحيه ذى طوى . الخ .
نيز روايت كرده از آن جناب كه فرمود : به درستى كه از براى صاحب اين امر ، هرآينه شباهتى است به يوسف ، تا آنكه فرمود : پس چه انكار مىكنند اين امّت كه خداوند بكند به حجّت خود ، آنچه را كه به يوسف كرده و اينكه صاحب مظلوم شما كه انكار كردند حقّ او را كه صاحب اين امر است ، تردّد كند ميان ايشان و راه رود در بازارهاى ايشان و پا بگذارد بر فرشهاى ايشان و نشناسند او را تا آن وقت كه خداوند او را اذن دهد كه خود را بشناساند به ايشان . « 2 »
در غيبت شيخ طوسى « 3 » مروى است از محمّد بن عثمان عمروى - قدس اللّه روحه - كه
هامش
( 1 ) . الغيبة ، شيخ نعمانى ، ص 182 .
( 2 ) . همان ، ص 163 - 164 .
( 3 ) . الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 363 - 364 .