در رفع استبعاد طول عمر امام عصر عليه السّلام
مؤلّف گويد : مخالفين ما ، طعنه بر اماميّه مىزنند و استبعاد مىكنند بقاى شخصى را در اين طول مدّت و علاوه بر استبعاد ، نسبت دروغى به ايشان مىدهند كه اماميّه اعتقاد دارند كه آن جناب در سرداب غايب شد و در همان جا هست و از آنجا ظاهر مىشود و ايشان انتظار مىكشند ، بيرون آمدن آن جناب را از سرداب .
علماى ما از براى دفع استبعاد ، در كتب غيبت زحمت كشيدند و بسيارى از معمّرين را جمع كردند و اخبار و قصص و اشعار آنها را ذكر كردند و ظاهرا از براى رفع استبعاد ، احتياج به آن زحمتها نباشد ، چه وجود و بقاى يك نفر ، در مدّت چند هزار سال كه مسلّم است در ميان تمام امّت كافى است در دفع استبعاد و آن خضر عليه السّلام است كه احدى در وجودش خلاف نكرده و لكن ما محض متابعت ، پارهاى از كلمات آن جماعت را نقل مىكنيم و اسامى معمّرين را اجمالا مىشمريم .
ذهبى در تاريخ الاسلام « 1 » گفته در ضمن احوال ابى محمّد حسن بن على عسكرى عليهما السّلام كه : امّا پسر او محمّد بن الحسن كه دعوى مىكنند رافضه كه او است قائم ، خلف حجّت .
پس متولّد شد در سنهء دويست و پنجاه و هشت و گفته شد دويست و پنجاه و شش و زندگى كرد بعد از پدرش دو سال ، آنگاه معدوم شد و معلوم نيست چگونه مرده است و ايشان مدّعىاند كه او در سرداب باقى است از چهارصد و پنجاه سال قبل .
و اينكه اوست صاحب الزّمان و اينكه او زنده است و مىداند علم اولين و آخرين را .
و معترفاند به اينكه كسى او را نديده و بالجمله نادانى رافضه بر او زياد است . « 2 »
از خدا مسألت مىكنيم كه ثابت بدارد عقول و ايمان ما را و آنچه اين رافضه اعتقاد دارند در اين منتظر ، اگر اعتقاد كند آن را مسلمى در على ، بلكه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هرآينه جايز نيست اين اعتقاد براى او ، زيرا كه ايشان اعتقاد دارند در او و در پدران او كه هر يك از
هامش
( 1 ) . تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير و الاعلام ، ص 113 ( حوادث 251 - 290 )
( 2 ) . يعنى آنچه ايشان در حقّ وى گويند يا اعتقاد دارند و خلاف واقع است ، بسيار است . منه .