غير آن از كتب اخبار را به اين اجازه و نيز اجازه داد مرا كتب مصنّفه در فنون علم را و سيّد اجازه داد مرا به اين اجازه : هر چه را كه اجازه داد به او شيخ حرفوشى او از معمّر بن ابى الدنيا ، صاحب امير المؤمنين عليه السّلام . « 1 »
و امّا من ، پس ضامنم توثيق سيّد و شيخ و تعديل و ورع هر دو را و لكن ضامن نيستم وقوع امر را در واقع ، به نحوى كه حكايت شد .
اين اجازهء عاليه اتّفاق نيفتاد براى احدى از علما و محدّثين ما نه در صدر سلف و نه در اعصار متأخّره .
سبط عالم او ، سيّد عبد اللّه شارح نخبه و معاصر ، صاحب حدايق در اجازهء كبيرهء خود ، بعد از نقل كلام مذكور ، از جدّش فرمود : گويا او اين قصّه را مستنكر دانسته يا ترسيده كه بر او انكار كنند . پس تبرّى كرده از عهدهء آن ، در آخر كلام خود و چنين نيست . زيرا كه معمّر بن ابى الدّنياى مغربى ، مكرّرا مذكور است در كتب و قصّهء او طولانى است در بيرون آمدن او با پدرش ، در طلب آب حيات و مطّلع شدن او بر آن ، بدون رفقايش كه مذكور است در كتب تواريخ و غير آن . و نقل كرده قدرى از آن را صاحب بحار در احوال صاحب الدّار عليه السّلام .
ذكر كرده صدوق در كمال الدين « 2 » كه اسم او على بن عثمان بن خطاب بن مرّة بن مؤيّد همدانى است الّا آنكه او فرموده : معمّر ابى الدنيا به اسقاط كلمهء ابن .
ظاهر آن است كه آنچه گفته صواب است ، چنان كه پوشيده نيست و ذكر كرده كه او از حضرموت است و بلدى كه او در آنجا مقيم است ، طنجه است و روايت كرده از او احاديثى با سند به اسانيد مختلفه . « 3 »
هامش
( 1 ) . هو شيخ حرّ در امل الامل گفته : شيخ محمّد بن على بن احمد حرفوشى حريرى عاملى كركى شامى ، فاضل عالم ، اديب ماهر ، محقق مدقّق شاعر ، منشى حافظ بود . اعرف اهل عصر خود بود معلوم عربيّه و ذكر نمود براى او مؤلّفاتى در ادبيه و شرح قواعد شهيد و غير آن و سيّد على خان او را در سلافه ثناى بليغ كرده و گفت : او وفات كرده در سنهء هزار و پنجاه و نه منه رحمه اللّه . [ مرحوم مؤلّف ] ؛ امل الآمل ، ج 1 ، ص 162 به بعد .
( 2 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 541 .
( 3 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 53 ، ص 278 - 280 .