تخطي إلى المحتوى الرئيسي

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 785

مساهمون:

ص٧٨٥
ايشان مىدانست علم اولين و آخرين و علم به ما كان و ما يكون و صادر نمىشود از ايشان خطايى و اينكه ايشان معصوم‌اند از خطا . آن‌گاه گفته : از خدا سؤال مىكنيم عافيت را و پناه مىبريم به او از استدلال كردن به دروغ و رد كردن راست ؛ چنان چه دأب شيعه است . « 1 » و ابن خلكان در ترجمهء آن حضرت ، گفته : او كسى است كه گمان دارند شيعه كه او منتظر و قائم و مهدى عليه السّلام است و او صاحب سرداب است در نزد ايشان و ايشان انتظار مىكشند خروج او را در آخر الزمان از سردابى كه در سرّ من رأى است . « 2 » ابن حجر متأخّر مكّى در صواعق « 3 » بعد از جمله‌اى كلمات ، گفته : و غايب شدن شخصى ، مدّت مديدى ، از خوارق عادت است . پس وصف نمودن نبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم او را به اين وصف اولى بود ، با اينكه آن جناب ذكر ننمود مهدى را به اين وصف . الخ . و از اين رقم كلمات كه بعضى مأخوذ از بعضى ديگر است در كتب ايشان ، بسيار و براى مثال و تنبيه ، نقل اين مقدار كافى است .

و جواب ، امّا اولا :

آنچه نسبت دادند به اماميّه در اعتقاد داشتن ايشان كه آن جناب از اول غيبت تا حال و از حال تا زمان ظهور . در سرداب بوده و خواهد بود ، مجرّد كذب و بهتان و افترا است ، با همهء كثرت فرق و تشتّت آرا و مداخلهء جهله در علوم ، تاكنون در كتابى ديده و شنيده نشده و در نظم و نثرى ذكر نشده ، بلكه در جايى ، جاهلى احتمال نداده كه آن جناب از اول تا آخر در سرداب خواهند بود . بلكه در احاديث و اخبار و حكايات ايشان در هر كتابى كه در آن ذكر امامت مىشود ، مبيّن و مشروح است كه :
هامش
( 1 ) . تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير و الاعلام ، ص 161 - 162 ( حوادث 261 - 270 ) ( 2 ) . وفيات الاعيان و انباء ابناء الزمان ، ج 4 ، ص 176 . ( 3 ) . الصواعق المعترفه فى الرد على اهل البدع و الزندقه ، ص 168 .