براى شيخ نقل كردم . پس ديدم حالش دگرگون و رنگش متغيّر شد و به فكر افتاد و به من گفت : حجّت عليه السّلام را درك كردى و نشناختى و خبر داد از امرى كه مطّلع نبود بر آن جز خداى تعالى .
بدان كه من ، امسال ارزن زراعت كرده بودم در رحبه كه موضعى است در طرف غربى درياى نجف كه غالبا محلّ خوف است از جهت اعراب باديه و متردّدين ايشان .
چون به نماز ايستادم و داخل شدم در آن ، در فكر آن زرع افتادم و همّ او ، مرا از حالت نماز واداشت كه آن جناب از او خبر داد . چون زياده از بيست سال قبل از اين شنيدم ، احتمال زياده و نقصان مىدهم . « 1 » نسأل اللّه العفو و العصمة من الهفوات .
هامش
( 1 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 53 ، ص 257 - 258 .