تخطي إلى المحتوى الرئيسي

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 752

مساهمون:

ص٧٥٢
مانند شعلهء آتش و غالب شد بر نور ماه و در اين حال آواز آن مؤمن كه بلند بود به خواندن دعا ، خاموش شد . ناگاه ديدم شخص جليلى را كه داخل مسجد شد از طرف آن در بسته ، در لباس اهل حجاز . بر كتف شريفش سجّاده‌اى بود ، چنان چه عادت اهل حرمين است تا حال و راه مىرفت در نهايت سكينه و وقار و هيبت و جلال . و متوجّه در مسجد بود كه به سمت مقبرهء جناب مسلم باز مىشود و باقى نماند براى ما از حواس ، جز ديده كه خيره شده بود و دل كه از جا كنده . پس چون در سير خود رسيد مقابل ما . سلام كرد بر ما . امّا رفيق من كه بالمرّه از شعور عارى و توانايى ردّ سلامى در او نمانده بود . من ، پس سعى كردم تا به زحمت جواب سلام دادم . چون داخل شد در حياط مسلم ، حالت ما به جا آمد و به خود برگشتيم و گفتيم : اين شخص كى بود ؟ و از كجا داخل شد ؟ پس رفتيم به جانب آن شخص . پس ديديم كه او جامهء خود را دريده و مانند مصيبت‌زدگان گريه مىكند . از او سؤال كرديم از حقيقت حال . گفت : مواظبت كردم آمدن به اين مسجد را در چهل شب جمعه به جهت لقاى امام عصر - صلوات اللّه عليه - و امشب شب جمعه چهلم و نتيجهء كارم به دست نيامد جز اينكه در اينجا چنان چه ديديد ، مشغول بودم به خواندن دعا . پس ناگاه ديدم كه آن جناب در بالاى سر من ايستاده . پس ملتفت شدم به جانب او . پس فرمود به من : « چه مىكنى ؟ يا چه مىخوانى ؟ » - و ترديد از فاضل متقدّم است - و من متمكّن نشدم از جواب . پس از من گذشت ، چنان كه مشاهده كرديد . پس رفتيم به طرف در مسجد ، ديديم به همان نحو كه بسته بوديم ، بسته است . پس با تحسّر و شكر مراجعت نموديم . « 1 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 53 ، ص 263 - 264 .